ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

419

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

در امر زندگى و معاش اوست و ديگر عنوان وليعهدى او را اظهار نخواهد نمود . اندوه من بدين جهات است . آنچه سلمويه پيش‌بينى كرده بود ، تماما اتفاق افتاد . يوسف گفت : معتصم از آن ببعد در بسيارى از كارهاى ابو اسحق بن مهدى علاقه نشان نمىداد و به او جفا مىكرد . بدين جهت ابو اسحق نامه‌اى به معتصم نوشت و به من گفت : آن را براى سلمويه قرائت كن ، اگر با مضمون آن موافقت كرد ، به من بگو تا آن را امضاء و مهر كرده بفرستم . منهم آن را براى سلمويه خواندم . سلمويه گفت : بابو اسحق بگو ، مقام تو در نزد مأمون و معتصم تا مدتها مقام ارجمندى بود و تو از آنها محبتها ديده‌اى . حالا هم متوجه گذشته آنها نسبت بخودت باش ، خدا گذشتگان را بيامرزد ، و زندگان را نگاه دارد . تو بايد خدا را شكر كنى و نسبت به هيچيك از دو خليفه اگر نسبت به تو احيانا بىلطف شده يا بوده‌اند ، به دل نگيرى ، زيرا تو بنامى موسوم و بصفتى متصف شده‌اى كه كسى به آن نام و صفت نبوده است . با مردم معاشرت كن و خود را راضى نشان بده و راضى باش ، تا دوباره مورد لطف خليفه خود شوى و از گزند دور باشى و نبايد از آنكه خليفه احيانا به تو توجه نمىكند ، تعجب نمائى . دشمنانت ممكن است از تو طعن و بدگوئى نمايند . در نتيجه دو سه روزى خليفه به تو بىميل شود و چندى به تو جفاء كند ، ولى بعدا نسبت به تو كه بسته او هستى و با او از يك ريشه و رشتهء قرابت مىباشى ، عطف توجه كند و بالاخره طورى شود كه تو مايلى . بعلاوه از طرف تو آفتى كه بايد از آن احتراز و دورى نمائى ، اين است ، كه تو در مجلس خليفه مىنشينى و جمعى از بزرگان و خويشان و فرماندهان و رجال و بزرگان موالى و خليفه در آن مجلس حاضرند ، بايد در نظر آنها مردى بزرگ و جليل القدرتر از آنها جلوه نمائى ، تا چشمها و دلها بسوى تو متوجه شوند . در آنجا بايد مراقب باشى كه اگر صحبتى از بعضى از آنها شنيدى بايد بيانات و اظهاراتى بكنى ، كه نشان دهد ، تو در مقام يارى و طرفدارى از نظر خليفه هستى . تو اگر مثل ابن ابو داود يا بعضى از نويسندگان بودى ، مطلب آسان‌تر بود ، زيرا اين طبقه هرچه دارند و هركه هستند ، طرفدار خليفه مىباشند ، زيرا آنها از جملهء بندگان او هستند .