ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

399

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

مخده گذارده در آن حال به وزير گفت : اى عبد اللّه ! حيات و زندگى من بسته بحيات اسرائيل است ، اگر او را از دست بدهم خودم نيز از بين مىروم . پس از آن سعيد بن صالح حاجب و موسى بن عبد الملك منشى مخصوص خود را مرتبا بخانهء او مىفرستاد ، تا از او عيادت نمايند و حال او را گزارش دهند . ابن ابى اصيبعه گويد : در بعضى تواريخ ديده‌ام : كه فتح بن خاقان بىاندازه باسرائيل عنايت داشت . او را حضور متوكل معرفى كرد . او هم در دربار رفت و آمد داشت ، تا آنكه متوكل به او انسى گرفت و او را تا مرتبه و مقام بختيشوع بالا برد و نتيجة قدر و منزلت وى در نزد متوكل زياد شد . اسرائيل بن زكريا الطيفورى هنگامى كه مىخواست بدربار خليفه برود ، بمانند يكى از امراء با جلال و شكوه سوار مىشد و در برابرش فراشان گرزبدوش در حركت بودند . متوكل ملكى در سامراء به او داد و به صقلاب و ابن الخيبرى امر كرد با او سوار شوند و تمام شهر سامراء را بگردند تا در هر نقطه كه خواست محلى به او واگذار شود . اسرائيل محلى را كه پنجاه هزار ذراع مساحت داشت انتخاب و نشانىهائى در آن زمين نصب كرد . متوكل سيصد هزار درهم به او داد ، تا آنجا را بسازد . 2 1 13 - يزيد بن زيد يزيد بن زيد بن يوحنا بن ابى خالد طبيب مأمون و مردى دانشمند و درعين‌حال خوش معالجه و باصطلاح خوش‌دست و معروف بفضل بود . در خدمت مأمون طبابت مىكرد و طبيب ابراهيم بن مهدى نيز بود . از طرف مأمون بوى بسيار احسان و انعام مىشد و خليفه عنايت خاصى به او داشت و مستمرى و جيره و حقوق بسيارى به او مىداد . ويرا يزيدبور هم مىناميدند . يوسف بن ابراهيم گفت : ابو اسحق ابراهيم بن مهدى برايم نقل كرد : كه ثمامة العيسى القعقاعى يعنى ابو عثمان بن ثمامه پيرمرد شكسته‌بند روزى به علت كم اشتهائى بيمار شد و بيمارىاش طول كشيد . ابو اسحق گفت : هارون الرشيد از من پرسيد ، مرض او چيست ؟ و در چه حال است ؟ به او گفتم : من هيچ‌گونه اطلاعى از حال او ندارم . هارون از آنكه من از حال