ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

374

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

سپس امير ممهد الدوله كس نزد او ( جبرئيل ) فرستاد و از او با مهربانى خواست كه بميافارقين برود . چون جبرئيل به آنجا رسيد ، فوق العاده از وى تجليل به عمل آمد ، كه همه شاهد آن بودند . بدين معنى كه نشانه‌هاى احترامات امير را مشاهده مىكردند . و از اتفاقات شيرين كه در سال اول ورود جبرائيل پيش‌آمد ، اين بود كه امير را در آن سال به كيفيت ذيل معالجه كرد : جبرئيل به امير مسهلى داد و گفت : بايد اين مسهل را هنگام سحر بخورى ولى امير تعمدا آن را در اول شب خورد و چون صبح شد ، جبرئيل از خانه‌اش سوار شده بنزد امير آمد و نبضش را گرفت . جبرئيل از اثر دارو پرسيد ؟ امير در جواب گفت : داروى مزبور اثرى در من نكرد . ( امير مىخواست او را امتحان كند ) . جبرئيل گفت : نبض شما حكايت از آن دارد كه دارو اثر نموده است و نبض راستگوتر است . امير خنديد و پرسيد بعقيده شما مزاج چند مرتبه بايد عمل كند ؟ جبرئيل گفت : در مورد امير بيست و پنج مرتبه ( مجلس ) و در سايرين كمتر يا بيشتر . امير گفت : تاكنون بيست و سه مرتبه در من اثر داشته است . جبرئيل گفت : همان بيست و پنج مرتبه خواهد شد و سپس دستورهاى ديگر خود را داد و از نزد او خشمگين رفت و مشغول جمع‌آورى اثاث خود گرديد . اين خبر به ممهد الدوله رسيد . وى فورا كس فرستاد تا از وضع او جويا شود . سپس علت را پرسيد ؟ جبرئيل گفت : مثل من كسى را امتحان نمىكنند . زيرا من مشهورتر از آنم كه احتياج به امتحان داشته باشم . ولى امير ممهد الدوله او را راضى نمود و عملا عذر خواست ، يعنى قاطرى با مقدارى پول نقد قابل توجه برايش فرستاد . در اين بين پادشاه ديلم با جبرئيل مكاتبات دوستانه داشت و او را بديدن خود دعوت مىكرد و از ممهد الدوله مىخواست كه به او كمك كند و جبرائيل را نزد