ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
355
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
بخواهد و بگناه خود اعتراف كند ، از آنچه كردهام معذرت مىخواهم ، زيرا خشم و غضب مرا تكان مىدهد و چون توئى مرا به راه مىآورد و سنت الهى است كه از گناهان گناهكارى كه اعتراف بگناه خود كند ، بگذرد . تنها خدا براى ما كافى است و بهترين وكيل ما مىباشد . من از سهم خود از اين مزرعه بنفع بختيشوع صرفنظر كردم و اميدوارم كه اين عمل در مقابل جنايتى كه به او كردهام ، كافى باشد . البته اگر مالى از بين رفت و در مقابل موعظهاى نصيب شد ، چنان مالى تلف نشده است . ابو محمد بدر بن ابى الاصبع كاتب گفت : جدم برايم گفت : روز بسيار گرمى بر بختيشوع وارد شدم . او را ديدم كه در آلاچيقى كه چند قوس كتانى و بين دو قوس آن هوا جريان داشت و بادزن در آن به كار گذارده بودند و در وسط آنها گنبدى بود ، كه روپوشى از پارچههاى دبيقى ( منسوب به محلى در مصر ) كه آن را با گلاب و كافور و صندل آغشته نموده بودند و جبهء يمانى سعيدى سنگين بر خود پوشيده و قطيفهاى هم روى آن انداخته و به خود پيچيده ، نشسته بود . من از وضع او در عجب شدم . چون وارد آلاچيق گرديدم ، بسيار سردم شد . بختيشوع خنديد و دستور داد ، برايم جبه و بالاپوش بياورند . بغلامى گفت : اطراف آلاچيق را باز كن . چون غلام اطراف آلاچيق را باز كرد ، ديدم در اطراف ايوان متصل بآلاچيق يخهاى فراوان گذارده شده و غلامانى مأمور بودند كه روى يخها باد زنند و هوائى كه از روى آنها برميخاست بسيار سرد بود . سرمائى كه من احساس كردم از هوا نبود بلكه از عمل آنها بود . سپس امر كرد غذايش را بياورند . سفرهء بسيار زيبائى آوردند . بعد جوجههاى سرخ شده در نهايت سرخى آوردند . آشپز آمد و آنها را تكان داد ، بقسمى كه گوشتهاى سرخ شده تماما در ظرف ريخت . بختيشوع گفت : به اين جوجهها بادام و اسفرزه ( اسپرزه ) و آب انار داده مىشود . چندى بعد اتفاقا در وسط زمستان بر او وارد شدم ، كه هوا بسيار سرد بود . ديدم جبهاى لائىدار پوشيده و عبائى روى آن قرار داده و در يك طارمى نشسته است ، كه مشرف بر باغ بسيار زيبائى است . روى ايوان قطعات پوست سمور ديده مىشد كه