ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
334
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
هارون گفت : پس من چه بايد بكنم ؟ سپس اسب سوارى خود را خواست و به خانهء يحيى رفت . و به او گفت : اى پدر ، انعامى كه به جبرئيل داده بودى به من خبر داد اكنون بگو تكليف من در ميان اولاد تو چيست ؟ يحيى در جواب گفت : اى امير المؤمنين آنچه مىفرمائيد و امر كنيد ، براى او خواهيم فرستاد . هارون امر كرد پانصد هزار درهم براى جبرئيل بفرستند . يوسف بن ابراهيم منجم معروف به ابن الدايه گفت : ام جعفر دختر ابو الفضل در قصر عيسى بن على ، كه در آن ساكن بود ، جلسهاى داشت . در آن مجلس جز منجمان و پزشكان ، كسان ديگر حق حضور نداشتند و كسالت خود را ( ام جعفر ) وقتى عنوان مىكرد ، كه تمام اطباء و منجمان حاضر باشند و تا وقتى كه ام جعفر در آن مجلس بود ، آنها هم بودند و هريك جاى معينى داشتند . ام جعفر در يكى از دو محل يا نزديك پنجرهاى كه مقابل دكان بزرگ محاذى پنجره و دروازهء اول از دروازههاى قصر ، يا نزديك دروازهء در كوچك محاذى مسجد قصر بود ، مىنشست . منجمان و اطباء در خارج آن محل مىنشستند و بعد از نشستن حال خود را براى آنها بيان مىكرد . اطباء بين خود ، در باب كسالت ام جعفر مباحثه و گفتگو مىكردند ، تا آنكه درباره نوع مرض و كيفيت معالجه اتفاق بنمايند و اگر اختلافى بين آنها بود ، منجمان دخالت مىنمودند و نظر طبيبى را تصديق مىكردند ، كه با نظر آنها موافق بود . بعد از اين جريان از منجمان مىخواست موقع شروع معالجه را تعيين نمايند . نوبت كه به آنها مىرسيد ، در باب وقت باهم مذاكره مىنمودند . اگر اختلاف داشتند ، اطباء در آن مداخله مىكردند و رأى كسانى را كه با دليل و قياس موافق بود تأييد مىنمودند . ام جعفر كه مىخواست به حج رود و آخرين حجى كه رفت همان دفعه بود ، كه مريض گرديد . تمام اطباء متفقا معتقد بودند ، كه بايد ساقهاى پاى وى حجامت شود . روزى را منجمان براى حجامت وى معين نمودند ، كه ماه رمضان بود و حجامت بايستى در آخر روز انجام گيرد .