ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

331

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

پس كسى نيست از غذائى در مدت طولانى امساك كند و طبع آن فردى غذا را نپسندد ، يا نفرت از آن داشته باشد ، يا سبب شود بيمارىهاى از خوردن آن غذا بوجود آيد و احيانا او را بكشد . به‌هرحال انسان بايد خود را عادت دهد ، غذاهاى بد هم بخورد ، تا به خوردن آنها هم انس گيرد . مثلا هر روز يكى از آن غذاها را تناول كند ، تا كم‌كم نفرت او زائل گردد ، ولى دو غذاى بد را در يك روز نخورد . اگر از بعضى از آنها در روز خورد ، روز ديگر آن را نخورد . اين ترتيب يعنى خوردن غذاى ناباب در يك مرتبه و بعد اجبار در زياد خوردن از آن غذا سبب مىشود ، كه فرداى آن روز از آن غذا نخورد ، زيرا بعضى از افراد ممكن است به خوردن غذاهاى بد عادت كنند و طبعشان از آن غذاها نفرت پيدا نكند . ديده‌ايم داروهاى مسهل را اگر كسى ادامه داد ، ديگر اثر خود را نخواهد داشت . مثلا مردم اندلس اگر بخواهند مسهل بخورند ، از سقمونيا « 1 » به قدر سه درهم مىخورند ، تا در طبيعت آنها اثر كند ، در صورتى كه نيم درهم آن در شهرها و كشورها بعنوان مسهل كافى مىباشد . پس اگر طبيعت انسان در مورد دارو در صورت انس و موافقت با طبع چنين باشد ، بالطبع در مورد غذاهاى بد زودتر انس خواهد گرفت . يوسف گفت : اين صحبت‌ها را كه براى بختيشوع بن جبرئيل نقل كردم از من خواست آنها را برايش املاء كنم و او به خط خود آنها را نوشت . يوسف بن ابراهيم گفت : سليمان خادم خراسانى غلام هارون الرشيد ، برايم نقل كرد و گفت : در حيره بالاى سر خليفه ايستاده بودم و او مشغول خوردن غذا بود . در اين موقع عون العبادى الجوهرى ، بر او وارد و ظرفى محتوى ماهى سرخ كرده با روغن برايش آورده بود و آن را مقابل رشيد گذارد . هارون خواست از آن بخورد ، جبرئيل او را منع كرد و بسفره‌دار اشاره كرد ، كه آن را از سفره بردارد . رشيد متوجه اشارهء جبرئيل شد . چون سفره برچيده شد ، هارون دست خود را شست ، جبرئيل از محضرش بيرون رفت .

--> ( 1 ) - Scammonee