ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
327
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
ولى سر خود را پائين انداخته بود و چنان بر آن دختر وانمود شد كه مىخواهد جامهء زير را از پايش درآورد . دختر دفعة حالش تغيير كرد . حياء و ترس ويرا پريشان كرد و يك مرتبه اعضايش سست گرديد و دستهاى خود را پائين آورد ، دامان و لباس خود را محكم گرفت . جبرئيل گفت : يا امير المؤمنين كنيز شفا يافت . رشيد به آن دختر گفت : دستهاى خود را براست و چپ بگردان . كنيزك چنان كرد . هارون الرشيد و تمام حاضران بسيار تعجب كردند . رشيد فى المجلس دستور داد پانصد هزار درهم به او دادند و او را بمانند خود دوست داشت . سپس او را به سمت رئيس اطباء انتخاب و معين نمود . چون از او ( جبرئيل ) سبب و علت اين حالت را پرسيدند ، جواب داد علت آن بود كه در وقت جماع هيجانى در وى پديد آمده و در نتيجه خلط رقيقى در اثر حركت و انتشار حرارت به تمام اعضاء وى رسيده و چون حركت حالت جماع آنا ساكن مىگردد ، بقيه آن اخلاط اضافى در داخل اعصاب وى جامد گرديده و اين حالت جز با حالتى شبيه به آن از هم باز نمىشود . اين عمل سبب انحلال و انبساط حرارت در اعصاب گرديد و توانست دستهاى خود را حركت دهد . فثيون گفت : مقام جبرئيل روز به روز نزد هارون زيادت مىشد ، بقسمى كه رشيد به ندما خود گفت : هركس با من كارى داشته باشد ، كار خود را به جبرئيل بگويد ، زيرا آنچه او از من بخواهد انجام مىدهم . بعد از آن تمام فرماندهان در كارهاى خود بجبرائيل مراجعه مىكردند و اين وضع دائم در تزايد بود . وى از تاريخى كه در خدمت هارون الرشيد مشغول شد ، تا پانزده سال نزد او محترم و عزيز مىزيست و هرون بيمار نشد . در اواخر عمر كه رشيد در طوس بود ، مبتلى بمرضى شد كه به آن مرض وفات كرد . و چون بيماريش شدت يافت بجبرئيل گفت : چرا مرا شفا نمىدهى ؟ جبرئيل در جوابش گفت : من هميشه مىگفتم : از تداخل در خوردن و از جماع زياد پرهيز كن و تو از من نشنيدى و اين روزها خواستم به شهر خود برگردى ، چرا كه هواى آنجا موافقتر بمزاج تست . از من نپذيرفتى و اين بيمارى كه تو دارى شديد است و از خدا مىخواهم و اميدوارم خداوند