ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
322
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
من طبيب ماهرى را نزد خليفه مىفرستم كه بخليفه خدمت كند ، تا آنكه حالم بهبود يافته و حضور خليفه برسم . سپس شاگرد خود ابراهيم را خواست و او را نزد امير فرستاد و نامهاى نوشت و شرححال جورجيس را هم در آن يادداشت كرد ، كه به ربيع داده شود . چون ابراهيم وارد بغداد شد ، نزد ربيع رفت و خود را معرفى نمود . ربيع او را نزد خليفه برد . منصور با ابراهيم صحبت و گفتگو كرد و مطالبى از وى پرسيد . خليفه تشخيص داد كه اين مرد مطلع و سريع الانتقال و درعينحال تندمزاج است . او را به خود نزديك كرد و محبت نمود و خلعت داد و اموالى به او بخشيد و طبيب مخصوص خود نمود . ابراهيم در خدمت منصور بود ، تا آنكه منصور وفات كرد . جورجيس صاحب كناش مشهورى بنام خود مىباشد ، كه حنين بن اسحاق آن را از سريانى به عربى ترجمه كرده است . 2 1 2 - بختيشوع بن جورجيس - معناى بختيشوع « عبد المسيح » ( بنده مسيح ) است ، زيرا در لغت سريانى بخت به معناى بنده و يشوع يعنى عيسى ( ع ) است . بختيشوع در صنعت طب بمانند پدرش اطلاع كامل داشت و طبيب مخصوص هارون الرشيد هم بود و در زمان او ( هارون ) شهرت و امتياز زيادى پيدا كرده بود . فثيون مترجم گفت : چون موسى الهادى خليفه عباسى بيمار شد ، قاصدى به گندىشاپور فرستاد تا بختيشوع را به بغداد بياورند ، ولى خودش پيش از رسيدن طبيب وفات كرد . موسى الهادى در موقع بيمارى اطباء حاضر در بغداد را كه عبارت بودند از ابو قريش عيسى « 1 » و عبد اللّه طيفورى « 2 » و داود بن سرابيون « 3 » همه را احضار كرد و به آنها گفت : شماها اموال و جوائز مرا مىگيريد ، ولى در هنگام سختى و احتياج كارى نمىكنيد و مرا به حال خود مىگذاريد .
--> ( 1 ) - داروسازى بود كه خيزران مادر هارون الرشيد به او توجه داشت و خلعت فراوان و اموال بسيارى به او مىبخشيد . ( 2 و 3 ) - شرححال آنان بعدا خواهد آمد .