ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
8
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
سخت شفا يافته و هركس نيز آنها را استعمال نمود شفا يافت . عدهاى گفتهاند خداوند متعال اين صنعت را از راه تجربه بمردم الهام نمود ، سپس به سبب تجربه مردم در اين باب زيادت گشت و تقويت يافت . دليل آنها اين است كه زنى در مصر فوق العاده مهموم و مغموم و محزون و مشرف بر هلاك شده بود ، دندانهايش ريخته ، و معدهاش ضعيف ، اخلاط وى ناسازگار ، قاعدگى وى بر طرف شده بود ، اتفاقا اين زن راسن را با ميل زياد و مكرر خورد و كمكم تمام دردهايش بر طرف و سلامتى خود را بازيافت . مردم كه اين قسمت را ديدند سبب شد كه همگى اين دارو را شناختند و در مقام تجربهء چيزهاى ديگر برآمدند ، ولى آنها كه گويند خداوند طب را آفريده است ، استدلال كردهاند كه اين صنعت بزرگ و شريف را فقط خداوند بايد ببشر بياموزد چرا كه بشر خود قدرت اين كار را ندارد و عقل انسانى به آن نمىرسد و اين عقيده خاص جالينوس است كه در كتاب خود تفسير « الايمان بقراط » گفته است آنچه در اين باب در نزد ما بصواب نزديكتر است ، اينست كه اين علم جليل را عقول انسانى درك نمىكنند فقط خداوند است كه اين علم را خلق فرموده و بمردم الهام كرده است و ما طب را پائينتر از فلسفه كه جمعى معتقدند آن را خداوند تبارك و تعالى خلق فرموده است نمىدانيم . من در كتاب شيخ موفق الدين اسعد بن الياس بن مطران كه آن را بنام « بستان الاطباء و روضة الالباء » ناميده ديدم گفتارى از ابو جابر مغربى نقل نموده كه او گفته است سبب وجود اين صنعت وحى و الهام مىباشد كه براى مردم وضع شده تا آنها را از مرض شفا دهد و يا صحت و سلامتى آنها را حفظ كند و نگذارد بيمار گردند . و محال است صنعت طب بافرادى برسد مگر آنكه آنها مورد عنايت الهى باشند ، زيرا افراد و اشخاص ابتدائى دارند و به شماره مىآيند و هر معدودى اولش يك است و بعد زياد مىگردد و ممكن نيست كه افراد و اشخاص بلا نهايت برسند زيرا هيچگاه امر غير متناهى فعليت خارجى پيدا نمىكند . ابن مطران گويد : « هرچه را كه قدرت بر حصر و شماره آن نباشد ، نمىتوان