ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

201

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

از تو كمتر بوده است . او در خشم شد و گفت : تو تازه بدوران رسيده ( نوناجذ ) هستى . من چون معنى آن را ندانستم ، در خشم شدم و خيال كردم ، به من بد مىگويد . چون خشم مرا ديد گفت : من به تو بد نگفتم . آرزو مىكنم كه من خودم تازه بدوران رسيده ( نوماجذ ) باشم . اين اسمى است كه مركب از دو حرف پارسى كه معنى آنها حدت و اتيان است . نوماجذ به معناى نو آمده مىباشد . و اين اسم را در مورد جوانان استعمال مىكنند . آرزو داشتم كه منهم مثل تو جوان بودم . من تو را از آنكه مثل خروس جنگى باشى نهى مىكنم ، زيرا خروسهاى جنگى احيانا به خيال مىافتند كه با خروسهاى پير جنگ نمايند . در اين حال خروس پير با منقار خود بمغز خروس جوان مىكوبد و مغز او را بيرون مىآورد و خروس جوان ديگر زنده نمىماند . تو در مجالس بسيار با من معارضه مىكنى ، سپس از پيش خود اظهارنظر كرده و حكم مىدهى و در حكم خود ستمكارى . زندگى جبرائيل و پدرش بختشيوع و جورجس جدش ، كمتر از خلفاء و اعمام آنها يا از خويشان خلفاء و يا از بزرگان و مواليان و فرماندهان خلفاء نبود . تمام آنها در نهايت آسايش و رفاه بودند ، بدليل آنكه خلفاء نسبت به آنها با سعهء صدر رفتار مىكردند ، درحالىكه تمام نزديكان پادشاه روم در سختى معاش و در تنگدستى زندگى مىنمودند . در اين صورت چگونه ممكن است من مثل جالينوس باشم . كسى به جالينوس كمك و مساعدت نمىكرد ، زيرا پدرش از دهقانان پرمايه و صاحب باغها و تاكستانهاى متعدد بود و چگونه ممكن است كسى كه آن زندگى را داشته مثل من باشد . پدران من در خدمت خلفاء بوده و از فضل و انعام آنها و جمعى ديگر كه پائين‌تر از خلفاء بودند اعاشه مىنمودند . خلفاء بر من منت گذارده و تفضل نمودند و مرا از حد طب و طبابت بالا برده و همنشين و نديم خود نمودند . اگر بگويم تمام خويشان و برادران و فرماندهان و كاركنان او همگى با من مدارات مىنمايند درست گفته‌ام