ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
188
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
اين همان امپراطورى است كه انطاكيه را از ايران پس گرفت و نايب السلطنهاش بر فلسطين به او نوشت : من آنچه از مسيحيان كشتم ، رغبت و ميل آنان بديانت مسيح ( ع ) زيادتر شد . امپراطور به او دستور داد كه شمشير را از ميان آنان بردارد . در سال دهم سلطنت وى جالينوس به دنيا آمد كه شرح آن را بعدا خواهيم ديد . پس از البيوس طرينوس ابليوس ادريانوس « 1 » ( دوران سلطنت از 117 تا 138 م . ) بيست و يك سال سلطنت كرد و شهرى بنام خود ساخت . آنگاه آنطونيوس « 2 » ( دوران سلطنت از 138 تا 161 م . ) بيست و دو سال پادشاهى كرد و شهر ايليوبليس « 3 » كه همان شهر بعلبك ( هيلو - پوليس ) است ساخت . در روزگار اين پادشاه جالينوس ظهور نمود . وى همان پادشاهى است كه جالينوس را استخدام كرد . شرح اين مطلب در گفتار جالينوس در اوائل مقالهء اول كتاب تأليفىاش بنام « علم التشريح » ملاحظه مىشود . بيان جالينرس عينا بدين شرح است : « جالينوس گفت : قبلا در باب تشريح اولين مرتبه كه به شهر روميه آمدم ، كتابى نوشتم . اين اقدام را در اوائل سلطنت آنطونيوس پادشاه كه در اين تاريخ نيز حيات دارد بود » . مؤيد اين مطلب بيانى است كه جالينوس در كتابى كه فهرست نام كتابهايش و معروف به « بنكس جالينوس » مىباشد گفته است ؛ « وى ( جالينوس ) گفت : هنگامى كه از شهر روميه برگشتم تصميم به اقامت در شهر خود گرفتم كه بيرون نروم ، زيرا به شهر خود عادت كرده بودم . در آن زمان نامههائى از شهر اقوليا از طرف دو پادشاه به من رسيد كه مرا احضار نموده به شهر آنها بروم . آنان تصميم داشتند زمستان باقوليا آمده ، سپس بجنگ اهالى جرمن ( ژرمنها ) بروند . من ناچار شدم به اقوليا بروم و اميدوار بودم كه اگر استعفا بدهم به علت آنكه مطلع شده بودم كه يكى از آن دو پادشاه استعفاى مرا قبول خواهد كرد . يكى از آن دو سلطان خوشاخلاقتر و نرمتر بود و او همان پادشاهى است كه نامش بيرس
--> ( 1 ) - Hadrien - Adrien ( 2 ) - Antoin ( 3 ) - Heliopolis