ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

151

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

خطابى در غير مورد به كار برده كه در نتيجه آنچه را كه تصور نموده كه حقيقت داشته باطل بوده ، ولى به آن معتقد گرديده است . يا مطالب و موازين شعرى را بدون توجه به آنچه كه گفته از مقوله شعر است ، به كار زند كه در آن صورت خيالات را بجاى عقايد به كار زده است ؛ « در تمام اين موارد آدمى به خيال خود راه صواب را پيموده ، درحالىكه اشتباه كرده و به مقصود خود نرسيده و مثل كسى است كه زمان و مكان داروها را نشناخته و سم را از غير سم تميز نداده باشد . چنين كسى با استعمال داروهاى ناشناخته در وقت غير مناسب و در محل غير لازم خود يا ديگران را هلاك خواهد ساخت و ندانسته و نفهميده چيزى را بخورد ، به خيال آنكه دارو بوده ، در حالى كه سم كشنده بوده است . « اما در مرحله دوم ارسطو خواسته است كه به هريك از صنايع چهارگانه و امورى كه با آنها سازش دارند حق مطلب را ادا كند ، تا انسان متوجه باشد كه اگر خواست جدلى شود در كار جدل تسلط يابد و چه چيزهائى را بايد بداند و چگونه و با چه علمى خود را امتحان كند . يا آنكه ديگرى چگونه اقوال او را مىپسندد و بفهمد آيا از راه جدل وارد بحث شده يا نه ؟ و اگر خواست خطيب و سخنران گردد ، به چه امورى احتياج دارد و چگونه مىتواند خود را امتحان كند يا ديگرى را امتحان نمايد و بداند آيا از طريق خطابه وارد شده يا راه ديگرى پيموده است . هم‌چنين در وقت شعر و مغالطه بايد متوجه مراتب فوق الذكر باشد » . وصيت ارسطو بطليموس در نامه‌اى كه به « غلس » در مورد سيرة و روش ارسطو نوشته چنين گفته است : چون مرگش رسيد اين وصيت را نمود كه ذيلا نقل مىكنيم : « من براى هميشه آنچه بجا مىگذارم انطيبطرس « 1 » را وصى خود قرار دادم و تا وقتى كه نيقانر « 2 » ( نيقاتر ) بيايد ، بايد ارسطومانس « 3 » و طيمارخس ( طيمرخس ) و ابرخس « 4 »

--> ( 1 ) - Antipater ( 2 ) - Necator ( 3 ) - Aristomenes ( 4 ) - Hipparque ( Hipparchus )