ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
139
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
مىكنند كه ارسطو پس از سى سالگى شروع به مطالعه فلسفه كرده و اين مطلب صحيح نيست ، زيرا ارسطو در آن موقع وارد سياست مدن و علاقهمند باصلاح امر شهرها بوده و به سياست اشتغال داشته است . « گفته شده است كه مردم اسطاغير ( استاژير ) بدن او را از محلى كه در آنجا وفات كرده نزد خود آوردند و در جائى كه بنام ارسطاطاليس مشهور است ، قرار دادند و آنجا را محل شور براى كارهاى مهم نمودند . نتيجة محلى شد كه اگر مشكلات و مصائبى بر آنها وارد مىشد ، براى رفع آن در آنجا اجتماع مىنمودند . ارسطو قوانين و مقررات استاژير را براى مردم آنجا وضع كرد و در بين مردم احترام زائد الوصفى داشت . دليل آن همان احتراماتى است كه پادشاهان و بزرگان عصر او نسبت بوى مىنمودند . اما دليل بر خيرخواهى و احسان او بمردم و توجه به احوال آنها از نامهها و كتابهاى او معلوم مىگردد و خواننده در آنها مىبيند كه تا چه اندازه واسطه كارهاى مردم نزد پادشاهان عصر خود مىشد و چگونه در كارهاى عامه مردم وارد شده و اختلافات آنها را رفع مىكرد و مدافع آنها مىگرديد . بر اثر كثرت محبت و احسان وى بمردم آتن مردم اين شهر جمع شده و شرحى بر يك ستون سنگى دربارهاش نقش كردند و آن را بر بالاى برج مرتفعى در شهر نصب نمودند و در آن سنگ نوشتند كه ارسطو پسر نيقوماخس از مردم استاژير و شايسته اين نوع ستايش مىباشد ، زيرا كارهاى نيك و دستگيرى و محبتهائى بعموم خاصه مردم آتن نموده كه او مستحق چنين قدردانى گرديد . بهعلاوه به علت نزديكى او به پادشاه فيليپ واسطه و وسيلهء اصلاح امور مردم و عطف توجه پادشاه بمردم شده بود . مردم آتن اين لوحه را بنام قدردانى از كارهاى نيك او و بعنوان اعتراف به فضيلت و سرورى او برپا كردند و بايد آن را حفظ و نگاهدارى نمايند و بدانند مردمى كه شايسته رياست بر آنها بود ارسطو بوده و بازماندگان او هم همين اهميت را خواهند داشت . وظيفهء مردم آتن است كه تمام آنچه را بازماندگان او بخواهند يا به آن احتياج داشته باشند برايشان فراهم سازند .