ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
112
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
بوده است ، ولى آنها از غصه و حزن بر فراق او بسيار ناراحت بودند . در اين وقت سيمياس به او گفت : دنبال كردن از سؤالات در اين حال كه تو هستى بر ما بسيار گران بوده و از لحاظ آداب معاشرت دور از ادب و قبيح است ، ولى امساك از رساندن بحث به نتيجه حسرتى بزرگ فردا بر ما عارض مىگردد ، زيرا كسى را از دست دادهايم كه هر مشكلى را براى ما حل مىنمود . سقراط در جوابش گفت : اى سيمياس ، آنچه را مىخواستى بدانى بپرس ، زيرا دنبال كردن در مطلبى كه مىخواهى بدانى مرا مسرور و خشنود خواهد كرد و در حال امروز من با حالات ديگر از حيث تحقيق و فهم حقيقت تفاوتى نيست . راست است كه دوستانى را از دست مىدهم و رفقاء شريف و شايسته و فاضلى از دست من مىروند ، ولى ما كه معتقد بگفتههائى هستيم كه دائم از من مىشنويد و به آنها قطع و يقين داريم ، بنزد برادران ديگر شريف و فاضل و شايسته خود مىرويم و آنها را مىبينيم ، بمانند اسلاوس و ايارس و ارقيلس و نزد تمام گذشتگان صاحب فضيلت نفسانى خواهم رفت . چون گفتار و بحث در مسئله نفس كامل شده و نتيجه بدست آمد ، از او در باب هيئت عالم و حركات افلاك ، و تركيب اسطقسات « 1 » سئوالاتى نمودند . جواب همه آنها را داد . سپس براى آنها مطالبى از علوم الهى و اسرار ربانى گفت و چون از آن مطالب هم فراغت يافت گفت : مثل آنكه وقت حمام گرفتن من رسيده و خوب است حمام گرفته و آنچه مىتوانيم نماز بگذاريم و كسى را مكلف بشستشوى مرده ننمائم ، زيرا ارمانى ما را خوانده و ما بسوى زاوس مىرويم و شما هم نزد خانوادههاى خود خواهيد رفت . سپس برخاست و وارد اطاقى شد و حمام گرفت و مشغول عبادت گرديد . در آنجا مدت زيادى ماند و شاگردانش مشغول بحث در اين مصيبت بزرگى بودند كه به آنها خواهد رسيد و آنكه چگونه كسى را از دست مىدهند كه بجاى پدر آنها و حكيم بزرگى مىباشد .
--> ( 1 ) - مفرد آن اسطقس است و معناى آن اصل و ريشه مىباشد .