ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

98

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

مردم از تو خيلى شديد است ، ولى در قوانين ما چيزى كه موجب قتل تو شود نداريم . ما معتقد و مقيد بقوانين خود هستيم ، خوب است از ما مخارج مهمانى خود را با خرج سفر بگيرى و از شهر ما به روى ، تا سالم بمانى . لذا فيثاغورس از آنجا به طارنطا ( تارانت ) رفت « 1 » . در اين شهر مردمى از اهالى قروطونيا ( كرتن ) به او برخورده ، خواستند او را خفه نمايند و ياران او را هم بكشند ، لذا از آنجا به ميطابونطيون رفت و در شهرها هيجانى عليه او برپا گرديد و در كشور نيز غوغائى بوجود آمد ، بقسمى كه سالها اين صحبت در بين مردم جارى بود . سپس بمعبد اسنان كه آن را معبد موسن مىگفتند رفت و در آنجا متحصن گرديد . دوستانش هم با او بودند ، چهل روز در آنجا بود و غذائى نخورد . دشمنان او آن معبد را آتش زدند و چون دوستانش متوجه آتش شدند اطراف او را گرفته و او را در ميان خود گذاردند ، تا از آتش ويرا دور سازند و بدنهاى خود را حافظ او قرار دادند . چون آتش به داخل معبد رسيد ، زبانه كشيد . حكيم از شدت حرارت غش كرده حرارت و دود او را از پاى درآورد و وفات نمود . تمام اصحاب او هم سوختند و سبب مرگ او به اين كيفيت بود . نوشته‌اند : كه فيثاغورس دويست و هشتاد كتاب نگاشته است . وى را شاگردان زيادى بود . در نقش انگشترى او اين عبارت منقوش بود : « شر گذران بهتر از خير گذران است » . مقصود اين است ، شرى كه اميد از بين رفتن آن است بهتر از خير است كه انتظار از بين رفتن او مىرود . بر كمربند او نوشته بود : « الصمت سلامة من الندامه » يعنى سكوت حافظ انسان از پشيمانى است .

--> ( 1 ) - از شهرهاى ايطاليا . ( Tarente )