ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

94

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

كند . او هم به آماسيس « 1 » نوشت و سفارش او را به پادشاه مزبور نمود و به او اطلاع داد ، كه فيثاغورس مايل شده بمصر بيايد و با كاهنان آنجا ملاقات كند و نوشت كه فيثاغورس دوست دوستان اوست . از او خواست كه درخواست او را اجابت و به او محبت نمايد . آماسيس پادشاه مصر او را بخوشى پذيرفت و به او محبت كرد و برؤساء كاهنان سفارش وى را نمود . آنها هم با حسن قبول پذيرفتند . فيثاغورس بر مردم مدينة الشمس « 2 » ( شهر خورشيد ) كه امروز ( زمان تأليف اين كتاب ) به عين شمس معروف است وارد گرديد . كاهنان نامه‌هاى پادشاه خود را با اكراه پذيرفتند ، زيرا مايل نبودند كسى از كار آنها آگاه شود و در مقام امتحان او برآمدند . ديدند قصور و نقصى در او نمىباشد ، يعنى استعداد او خوب است ، لذا او را نزد كاهنان منف « 3 » فرستادند تا در امتحان او دقت بيشترى بنمايند . آنان هم او را با اكراه پذيرفتند و او را كاملا امتحان كردند . چون ديدند مرد مستعدى است ، زيرا در امتحانات خود هيچ‌گونه لغزش نداشت ، آنها هم او را به نزد اهالى دبوسبولس فرستادند ، تا آنها هم او را امتحان نمايند . آنها هم نتوانستند روح او را تسخير يا او را از سر واكنند ، زيرا پادشاه آن‌طور خواسته بود . لذا تكاليف بسيار سختى برايش معين كردند كه مخالف تكاليف يونانيان بود ، به اميد آنكه او قبول نكند ، در آن صورت او را رد نموده و سرشكسته برگردانند و تقاضاى او را انجام ندهند . فيثاغورس تكاليفى كه معين كرده بودند پذيرفت و به آن عمل كرد . اعجاب كاهنان در مورد او بسيار شد و در مصر ورع و تقواى او ورد زبانها گرديد تا به

--> ( 1 ) - آماسيس پادشاه مصر از سلسله هيجدهم بود . ( 2 ) - محلى در مطريه مصر است . ( 3 ) - منف يا منفيس - پايتخت قديم مصر در نزديكى قاهره بوده و امروز اثرى از آن در محلى كه آن را عين شمس مىگويند نيست ، جز خرابه‌هاى يك كليساى قديمى .