ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

92

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

« تمثال فرشتگان را بر نگين انگشترى مپوشان ، يعنى ديانت خود را علنى نكن و اسرار علوم الهى را نزد مردم جاهل فاش نساز » . امير مبشر بن فاتك گفت : پدر فيثاغورس نامش منيسارخوس « 1 » و از اهل صور بود . وى دو برادر داشت بنام اونوسطوس كه بزرگتر و طورينوس كه كوچكتر و نام مادرش بوثايس ، دختر مردى بنام اجقايوس كه از سكنه جزيرهء ساموس « 2 » بود و چون سه قبيله بنام ليمنون « 3 » و سقرون و يمقرون غالب شدند و آنجا را موطن خود قرار دادند ، اهالى آنجا از آن محل رفتند . پدر فيثاغورس هم با ساير كسانى كه جلاى وطن كردند با آنها رفت و در بحيره سكونت نمود . سپس از آنجا باميد كسب بساموس هجرت نمود و در آنجا ماند و محترم گرديد و چون از آنجا بانطاكيه مسافرت كرد ، فيثاغورس را همراه خود برد تا آنجا را ببيند و تفريح كند ، زيرا انطاكيه جاى بسيار ديدنى و سبز و خرم و پرحاصل بود . نوشته‌اند كه فيثاغورس به آن جهت كه آنجا ( انطاكيه ) محل خوشى بود ، به آنجا برگشت و در آن سكونت نمود . چون منيسارخوس از صور جلاى مكان كرد ، در ساموس سكونت نمود و فرزندانش انووسطوس و طورينوس و فيثاغورس هم با او بودند . اندروقلوس رئيس ( حاكم ) ساموس فيثاغورس را بفرزندى قبول و از او تكفل نمود ، زيرا او كوچكترين برادران بود . وى ( اندروقلوس ) فيثاغورس را تحت تعليم آداب و زبان و موسيقى قرار داد . چون بزرگتر شد و ريش درآورد او را به شهر ميليطون فرستاد و به آناكسيماندروس « 4 » حكيم تسليم كرد ، تا به او درس هندسه و مساحى و نجوم دهد . پس از آنكه فيثاغورس اين دو صنعت را به خوبى ياد گرفت ، علاقه‌اش بتعليم ساير علوم و حكمت زياد شد و بشهرهاى متعددى سفر كرد و در پى تحصيل علم برآمد ، لذا بر كلدانيان و مصريان و ديگران وارد شد و با كاهنان ارتباط پيدا نمود و از آنها هم چيزهائى ياد گرفت و حكمت را از آنها بياموخت . در لغت ( زبان ) مصريان

--> ( 1 ) - Menesarque ( 2 ) - Samos جزيره‌اى از مجمع الجزاير يونان و موطن فيثاغورس است . ( 3 ) - مقصود سكنه قديم ليمنوس است ( 4 ) - Anaximandre ( 610 - 547 يا 545 ق . م . )