محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : محمد سعيد بخت )

6

قانونچه في الطب ( مستحضر الطبيب و مستبشر اللبيب ) ( فارسى )

دستى به دو زلف خم بخم زن * يعنى كه دُو كون را بهم زن خوئى كرده بچهره زود بشتاب * آتشكده‌ها بده بسيلاب برخيز و منبر آر آهنگ * كايند شهان فروز اورنگ از چهرهء خود نقاب واكُن * صُبحست بلال را نِدا كُن برخيز كه مُلك فتنه‌خيز است * برخيز كه خصم در ستيز است وقتست كه رُستخيز خيزد * وين سقف كهن ز هم بريزد رگهائ زمين كشيده گردد * افلاك ز هم دريده گردد برخيز كه رستخيز برخاست * هركس ز زمين برهنه برخاست شاهيست ز خود خجل گدا هم * درمانده به خويش انبيا هم خلقى است فتاده در رَوارو * برخيز تو مير كاروان شو مانند نسيم نوبهاران * بگذر بصف گناهگاران يكره گذرى سوئى سقر كُن * بر سُوخته اختران نظر كُن خط بر سرِ جُرم جمله دركش * دست همه را بگير و بركش بكشا لب اى شفيع امّت * تا باز شود در شفاعت وقت است كه هرچه بازجوئى * بخشد به تو حق كه خو بروئى