محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : محمد سعيد بخت )
30
قانونچه في الطب ( مستحضر الطبيب و مستبشر اللبيب ) ( فارسى )
و زند اسفل - و پشت دست يعنى قبضه و رسغ مولف است از هشت استخوان و اندرون - كف مولف است از چهار - و پنج انگشتان مركب است از پازده استخوان و ليكن - گردن پس مركب است از هفت استخوان كه آن فقار گردناند ليكن - چنبر گردن كه در هندى هنسلى گويند پس آن مركب است از دو استخوان ليكن - صدر پس آن مركب است از هفت استخوان كه آن استخوان قص است و ليكن - پشت آن مركب است از هفده فقره و بست و چهار ضلع و ليكن - عجز پس مركب است از سه فقرات و آميختهاند به آن دو استخوان و مىگويند آن را استخوان عانه و ليكن - عصعص يعنى استخوان نشستگاه پس مركب است از سه فقرات و ليكن - هر دو پا پس هريك از ان مركب است از ران و پيش پا يعنى ساق و قدم و ليكن ران پس بلندترين استخوان بدن است - و پيش پا مركبست از دو استخوان كه با يكديگر پيوستهاند در طول مسمىاند بقصبتين صغرا و كبرى