مطهر بن محمد جمالى يزدى
65
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
مغز : مغز او به نام كسى به خورد آن كس كه به نام او داده باشند دشمن گيرد . مغز او با روغن بنفشه بياميزند و از آن روغن كسى را دهند كه درد شقيقه كند / 76 / شفا يابد ، يا در بينى افگند ، آن نيمه كه درست بود نيك بود . استخوان : استخوان پاى او جايى كه مستان باشند بر آتش نهند « 1 » ، ميان ايشان خصومت افتد . منقار : منقار « 2 » او دود كنند ، مگس بگريزد . خون : خون او به سايه خشك كنند و با تخم مرو « 3 » بكوبند و بر دنبل نهند شفا يابد . اگر خون او با روغن بياميزند و بر سر مالند همه رشك و شپش بكشد . و اگر خون او به نام آن كس كه خواهد بردارند و به سايه خشك كنند و با شراب بياميزند و آن كس را دهند كه خواهند « 4 » آن كس كه به نام او كشته باشد بر دل وى فراموش شود و دوستى افزايد . « 5 » [ گوشت ] : گوشت بوم به سايه خشك كنند و بسايند خرد و به طعامى اندر كنند و به كسى دهند تا بخورد به نام كسى ، ميان ايشان دشمنى افتد . دل : دل او بيرون آرند و بر سينهء زنى خفته نهند هرچه كرده باشد در خواب بگويد . و اگر بار دارد كودك ازو جدا شود . زغن زغن مرغى باشد همچون عقاب ، و ليكن موش بربايد ، و مردار عظيم دوست دارد و از سوسن ترسد ، و اگر بوى آن بشنود بيمار شود . و اندر گرمسير بيشتر باشد . [ و اندرو خاصيت است : ] پوست : اگر پوست او بر چشم خداوند [ b 327 ] رمد بندند درست شود . ( زهره ) : و اگر زهرهء او زن آبستن بخورد ، كودك ازو جدا شود . اگر بسيار خورد ديوانه شود . / 77 /
--> ( 1 ) . « نهند جايى كه مستان باشند بر آتش » در اصل مكرر تحرير شده است . ( 2 ) . م : چنگال . ( 3 ) . م : مرده . ( 4 ) . پ و او فرزندش كشته باشد . ( 5 ) . در نسخهء « ك » عنوان « بوم » بعد ازين كلمه تحرير شده است .