مطهر بن محمد جمالى يزدى

25

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

اگر بر سم اسپ مالند [ كه ] سوده و تباه باشد ( درست شود ) . « 1 » و اگر كسى سرما يافته باشد بر دست و پاى مالند دفع سرما كند . سرگين : سرگين خوك در زير بادام تلخ يا درخت زردآلو در مغاك كنند چنانك به بيخ درخت رسد شيرين استه گردد . موى : اگر موى او در ورق زر بپيوندند و در زير بالين خفته نهند از خواب بيدار نشود . استخوان : اگر استخوان او در ركو بندند و از گردن خداوند تب چهارم بياويزند ، نافع « 2 » بود . سر : روميان گويند هر كه سر خوك زير بالين خفته نهد تا آن سر در زير بالين آن كس باشد خوابش نيايد ، و اللّه اعلم . / 28 / خرس خرس جانورى سهمگن باشد و در شب قويتر باشد . به جنگ آدمى آيد و به پاى بايستد و سنگها به مقدار ده من برگيرد و بيندازد ، و زودآموز بود . و در حدود پارس بسيار باشد . و در بهاران به غايت فربه باشد و در زمستان در هر سوراخى شود . و قوّت او آن باشد كه دست و پاى مىليسد . و از آموختن بسيار گريزد . و از آتش نيز ترسد . و چون بر اندام او اندك جراحتى افتد تا بدان حد مىكاود كه جراحت بزرگ كند و خويشتن را هلاك كند . ( و در او خاصيتهاست : ) پيه : فلّهء خرس هر كه بخورد فربه گردد . پوست : پوست او خداوند ناسور و نقرس را سود دارد . نيش : هر كه نيش خرس بر جاى دندان كودك مالد دندان او بىدرد برآيد . چشم : هرمزد گويد دو چشم خرس در ركوى كتان بندند و بر بازوى كسى بندند كه تب

--> ( 1 ) . داخل هلالين منقول از نسخهء « م » . ( 2 ) . اين كلمه در نسخه مكرر تحرير شده است .