مطهر بن محمد جمالى يزدى

6

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

ثلث صدقه جارية و علم ينتفع به و ولد صالح يدعو له بعد موته » و هر آينه اگر اين امنيت به پايان رسانى صدقهء جاريه تواند بود و دعا و ثناى خير تو بر . . . « 1 » ماند ، و هر كلمه از آن احسانى مبرور و مقبول باشد . بر تو واجب باشد كه اين پيش‌گيرى ، بعد ما كه خداى عز و جل بر تو فضلها كرده است و از هر نوعى بهره داده . دادست تو را خداى . . . * ما را ز همه چيز نصيبى ده نيز و از فضلهاى حق تعالى بر تو يكى آن است كه سايهء پدر عزيز را بر تو ارزانى داشته است ، پاينده باد ، كه موجب راحت و فراغت تو در آن است . جدّى بليغ نماى و اين امنيت را قبول حلول المنية محصول و موصول گردانند ، موجب شرف دنياوى و اخروى تو و فرزندان تو باشد و يادگار ماند . آن را به سمع مطاوعت قبول كردم و دست از كل امور بداشتم و از كتبهاى متفرق اين جمع ساختم به تأييد آفريدگار . « 2 » نخواستم كه چنين كتابى از نام كريمى خالى ماند . فراوان تجربت كردم ، دست آويزى شايسته و كريمى بايسته‌تر از مخدوم ولى النعم صدر عادل مجد الدولة والدين ملك الوزرا احمد بن مسعود ادام اللّه اقباله نشناختم ، پس از آنكه نعمتهاى « 3 » او بر من ضعيف سابغ « 4 » بود و انواع مبرّات و كرامات « 5 » ( از جانب بزرگوار او اعلاه اللّه بر من و پدر من ابقاه اللّه متواتر و مرا در خدمت بارگاه او عمرها اللّه شرف خدمت داشت و تيمار استمالت و دلگرمى مترادف ، هر چند كه كرم و احسان او بديع نيست . و بر خلق جهان پوشيده نماند كه من اين كتاب را به اقبال و يمن او بساختم و به دولت بپرداختم و آن معدن مكرمت را سزاوار اين شناختم و اين خدمت را احسن الاعمال دانستم و اين يك بيت را مناسب حال خويشتن خواندم : / 6 / خدمتش را ز روى نخوت و باد * هر كه گردن نداد سر بنهاد و يقين است ضمير خردمند را كه هر كه سر در خدمت چنان بارگاهى نهد پاى بر فرق

--> ( 1 ) . يك كلمه خوانده نشد . ( 2 ) . از سطر 17 صفحهء 4 تا اينجا نسخهء « ك » فاقد است . ( 3 ) . م : كرمهاى . ( 4 ) . م : شايع . ( 5 ) . ازينجا تا جايى كه هلال بسته مىشود در نسخهء « ك » نيست و منقول از نسخهء « م » است .