مطهر بن محمد جمالى يزدى
مقدمه 14
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
و تأليف كرده است . « 1 » در سال 580 هجرى « 2 » يعنى قريب هفتاد سال پس از تأليف نزهتنامه علائى فاضلى جوان جوان به نام ابو بكر المطهر بن محمد بن ابى القاسم بن ابى سعد الجمالى المعروف باليزدى كتابى به پيروى از نزهتنامه و به قصد تكميل آن ( يعنى تأليف مباحثى كه شهمردان بدانها نپرداخته است ) جمع مىسازد و آن را فرخنامه نام مىگذارد . نام كتاب نام اين كتاب در مراجع و در خود نسخ به سه وجه ديده مىشود : فرخنامه ، فرحنامه ، فرجنامه . اينكه بعضى از كاتبان و به تبع آنان ، جمعى از فهرست نويسان و مستشرقان نام كتاب را فرحنامه نوشتهاند و حتى فلوگل در كشف الظنون چاپ خود « 3 » همين وجه را اختيار كرده منحصرا بدين سبب است كه چون مؤلّف در تأليف خود بر نزهتنامه نظر داشته مناسبت معنوى ميان دو كلمهء فرح و نزهت موجب آن شده است كه نام اصلى و حقيقى كتاب بر محققان مكتوم مانده است و فرح نامه را مرجح دانستهاند . « 4 » اما نام كتاب بىكمترين ترديدى فرخنامه است . بدين دليل كه مؤلف در دو جاى كتاب ضمن عباراتى چند نام كتاب را از باب مناسبت با لفظ فرخ تركيب ساخته و اين « بازى
--> ( 1 ) . در باب اين كتاب مفصلترين بحث در مقالهء آلبرت ناپلئون كمپانيونى تحت عنوان « حكيم ابو حاتم مظفر اسفزارى » در مجلهء دانشكدهء ادبيات تهران ( سال 5 ، شمارهء 1 / 2 ، حاشيهء ص 182 - 195 ) مندرج است . ( 2 ) . سال تأليف كتاب در اكثر نسخ 580 است ، بجز نسخهء مورخ 789 ، شمارهء 834 كتابخانهء ملى پاريس كه در آن سال 586 ذكر شده است ( و احتمال مىرود كه كاتب نسخه لفظ « سنة » را در نسخهاى كه از روى آن استنساخ مىكرده است « ستة » خوانده بوده است ) و در سه نسخهء براون مورخ 886 و ملى پاريس شمارهء 835 ، مورخ 1043 و مجلس شوراى ملى مورخ 1166 سنهء 597 ديده مىشود . شايد سبب اين دو تاريخ مربوط به دو تحرير اول و دومى كتاب باشد . بدين توضيح كه مؤلف در 580 كتاب را در شانزده مقاله پرداخته و در 597 آن را در هشت مقاله اختصار كرده بوده است . ( 3 ) . تعجب است كه فلوگل التفات نداشته است كه حاجى خليفه اين كتاب را ذيل « فرخنامه » ضبط كرده بوده است ، به دليل آنكه اسم اين كتاب را پس از كتاب فرخنامهء تركى و فرخ و گلرخ آورده است و طبعا اگر « فرح » جزء اول نام كتاب بود مىبايستى مقدم بر « فرخ » آورده شده باشد . ( طبع استانبول ، 1943 ) . ( 4 ) . Adolf Fonahn در كتاب خود موسوم به Zur Quellenkunde der Persischen Medizin نيز آن را « فرخ نامه » ناميده و نسخ برلين و 1739 پاريس و قاهره را مىشناخته است .