مطهر بن محمد جمالى يزدى
91
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
آورد بايد كه تن خود را نگه دارند و بپرهيزند تا بوى آن به دماغ وى نرسد كه در وقت هلاك شود . پيه : اگر پيه بگدازند و اندر چشم كشند روشن شود . و اگر به چربش شكم او چيزى نويسند و مهره زنند مانند زر نمايد . زهره : اگر به زهرهء او چيزى نويسند به شب بر توان خواند و به روز نه . گوشت : گوشت او سرد و تر است ، اگر ماهى رود به روغن گوز بريان كنند و خولنجان بر آن كنند و بخورند مجامعت را قوّت دهد . چشم : ( اگر ) چشم ماهى شور كسى بر خويشتن گيرد شكم بگشايد . سريشم : اگر سريشم ماهى بگدازند و بر سوختگى اندايند درست شود . اگر كسى « ماهى آبه » خورد موى با چيزى كه بر روده مانده بود ببرد ، و بوى دهان خوش كند ، و اگر بر زخم كلب الكلاب اندايند سود دارد . و آب ماهى شور كه در خاك در آغشته باشد هم نيك است . خايه : خايهء او گران است و دشوار . نهنگ « 1 » گويند كه سوسمار چون سه گز شود نهنگ بود ، و اندر رود نيل باشد ، و در هيچ جاى ديگر نباشد . و اندرو خاصيت است . دندان : دندان او بر خداوند تب سرد بندند سود دارد . / 107 / سقنقور اين سقنقور مثال ماهى است ، اما در خشك باشد . و اگر از آن نمك كه برو كرده باشند كسى بخورد شهوت بجنباند و مجامعت را قوّت دهد . [ و درو خاصيت است : ]
--> ( 1 ) . ك : سوسمار .