مطهر بن محمد جمالى يزدى
79
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
آدمى ماند . و وطن او در گرمسير بود . ( و اندرو خاصيتهاست : ) گوشت : گوشت او بخورند باد لقوه ببرد . و اگر به روغن گردكان بريان كنند و بخورند باد فتق را و درد زهار را سود دارد . پيه : پيه او با روغن گل يا روغن كوفى بياميزند و شب بينى را بدان چرب كنند خشكى مغز ببرد و پاك كند . و اللّه اعلم . تذرو ( عجيبتر از همه است ) كه چون تگرگ خواهد آمد پيش از آن تذرو به بانگ آيد ، و چون زلزله خواهد بود همچنين كند . ( و چون باد شمال آيد فربه شوند و حالشان نيك باشد . و اندرو خاصيت است : اگر تذرو در آتش بريان كنند ) و نان بدان روغن بيالايند و بخورند مجامعت را قوّت دهد . و اندامها را گرم كند ( و گونهء روى نيكو كند . [ گوشت ] : و گوشت او بهترين همهء گوشتهاست ) . . . « 1 » عجب دارند . پيه : اگر پيه او بگدازند و به گوش اندر چكانند درد گوش ببرد . و اگر پيش از درد در چكاند هرگز [ درد در ] گوش نباشد . پر : اگر پرّ او بسوزانند و خاكسترش به گلاب تر كنند و بر سر نهند درد شقيقه ببرد ، و اللّه اعلم . باشق [ a 331 ] مثال باز صيد كند ، ليكن صيد مرعان كند ، و نيز بيش از اندازهء قوّت خويش / 94 / دارد . تا غايتى كه به حكايت گويند كه در كوهى عقابى آشيانه داشت و باشق به نزديك آشيانهء عقاب آشيان ساخته بود . يك روز اتفاق چنان افتاد كه عقاب آهنگ هلاك باشق كرد . بر
--> ( 1 ) . در نسخهء ك اين قسمت به علت پارگى ورق محو شده است . آن مقدار كه در « م » بود نقل شد و به اندازهء يكى دو كلمه باز ناقص مانده .