اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
3
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى )
[ مقدمهى مؤلف ] بسم اللّه الرحمن الرحيم ربّ بارك و يسّر اما بعد حمد اللّه سبحانه و الثناء عليه و الصّلوة على نبيه محمّد المصطفى و على آله اجمعين . ببايد دانست كه هر كه بمجلس پادشاهى وسيلتى خواهد جست يا خدمتى و تحفهء خواهد برد ، هيچ وسيلت و خدمت و هيچ تحفه چون تحفهء علمى نيست ، خاصه كه پادشاه چون خداوند و خداوندزاده ، ملك عالم عادل ولىّ نعمت كريم الطّرفين نصرة الدّين علاء الدوله فخر السّلاطين ابو المظفّر آتسزر بن خوارزمشاه حسام امير المؤمنين نَصَر اللّه لِواءه و ادام علاءَه باشد . محكّ علوم ، نقّاد سخن ، صرّاف خواطر ، درّاك حقايق ، بحّاث دقايق ، مردمشناس مردمپرور ، نفس شريف او جز علوم حقيقى نجويد ، گوهر پاك او جز بدان ميل ندارد ، خاطر روشن او اندر بحث غوامض چون آتش است ، قريحت درست او در حل مشكلات ، كليد اسرار است . دقايق علوم در طينت او سرشتست و حقايق آن در طبع او نهاده . شخصى است از فطنت آفريده و با مروّت پرورده ، كرم خلق او ، جود عادت او ، علم غذاء او ، حكمت زينت او ، عدل سيرت او ، دين حق شعار او ، سنّت دِثار او ، نصرتِ دين كار او ، ايزد عزّ و علا چشم بد روزگار از ساحت بزرگوار او دور دارد و اين دولت و اين مفاخر بر وى و بر اولياء دولت وى پاينده دارد ، بمنّه وجوده . خادم دعاگوى اسمعيل بن الحسن بن الحسين الحسينى الجرجانى با قصور اندر علم و تقصير اندر خدمت ، هر وقتى دليرى كند و خدمتى علمى سازد و بر مجلس عالى عرضه كند و چنين خدمتى بر چنان خداوندى عرضه كند از حكم مكرمت و مروت بقبول مقابل فرمايد . اما هر كه خدمت علمى بر مجلس پادشاهى عرضه كند صواب آن باشد كه آن خدمت از سرمايهء خويش سازد و از صندوق خود بردارد و سرمايهء خادم ، علم طب است ، و پيش از اين مختصرى خفى ساخته بودست و اكنون به حكم فرمان و دستورى مجلس عالى لا زال عاليا و سفارت امام اجل مجد الدين ابو محمّد صاحب بن محمّد البخارى أدام الله ايّامه و بحسب بحث و تفتيش آن خداوند كه جاويد زياد و بحسب آرزو و درخواست اين سفير اين خدمت ساخته آمد . و پيش از من