اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

21

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )

سرما كه به اندازه باشد خو كند و چند روز از آن نوع طعامى « 1 » كه در سفر خواهد « 2 » خورد از آن نوع خوردن آغاز كند و طعام وقت فرود آمدن منزل خورند و تا « 3 » وقت برنشستن طعام نبايد خورد و از جهت آن « 4 » در راه آب بسيار نبايد خورد و آن‌روز كه باد گرم وزد « 5 » رو و « 6 » سر و سينه پوشيده بايد داشت و پيش از بر نشستن پست جو بايد خورد با شراب ميوه‌ها و اگر بىشراب ميوه‌ها خورند روا بود و اگر سموم آيد لثام بربندند ، چنان كه منافذ « 7 » دهن و بينى پوشيده شود و بر گوش و بينى روغن بنفشه يا روغن « 8 » گل يا روغن كدو دانه به كار دارند « 9 » و اگر پياز بريده اندر دوغ فرغار كرده بخورند و آن « 10 » را بياشامند صواب بود و آن را كه سموم رسد چون به آب رسند « 11 » آب بر دست و پاى او « 12 » مىريزند و در آب نشانند و از آب خوردن به مضمضه و غرغره قناعت « 13 » كند و اگر چاره نباشد اندك‌اندك خورند و دوغ ترش نافع بود ، اما اندر سرما چون به منزل رسند در حال خويشتن را

--> ( 1 ) . ب : طعام . ( 2 ) . الف : خواهند . ( 3 ) . ب : « تا » ندارد . ( 4 ) . ب : آنكه . ( 5 ) . ب : رود . ( 6 ) . ب : « رو و » ندارد . ( 7 ) . ب : « منافذ » ندارد . ( 8 ) . ب : « روغن گل يا » ندارد . ( 9 ) . ب : « به كار دارند » ندارد . ( 10 ) . ب : « را » ندارد . ( 11 ) . ب : رسد . ( 12 ) . الف : « او » ندارد . ( 13 ) . ب : كنند .