اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
18
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
باب 9 - اندر تدبير آب و شرابهاى بيماران و تندرستان . آب سرد خوردن خداوند درد « 1 » عصبها و بندگاهها را « 2 » زيان دارد و در آب دريا نشستن خداوند رعشه و فالج و خداوند دملها و خداوند استسقا و نقرس بلغمى را سود دارد و اگر آب دريا نتوان يافت آب خوش را نمك درافكنند و پيش آفتاب بنهند « 3 » فايده آب دريا بدهد . اندر چشمهء گوگرد نشستن و از آن آب خوردن مرطوب و خداوند گر را « 4 » و خداوند ريش گرده و مثانه را سود دارد و اگر پنج استار « 5 » گوگرد فارسى را اندر صرّهء بسته كوفته و در مقدار سى من آب بپزند « 6 » تا بهر يكمن « 7 » بپالايند فايده آب چشمه گوگرد بدهد . « 8 » آب شور خوردن ، گرو خارش آرد ؛ نخست « 9 » اسهال كند پس طبع را خشك كند . آب تلخ پيوسته اسهال آرد . آب تيره ، سنگ و ريگ گرده و مثانه آرد و سدّه نيز آرد . آب نيم گرم معده را سست كند و طعام بر سر معده آرد و بر قى يارى دهد . آب نيك « 10 » گرم معده را از رطوبت پاك كند و بشويد ، ليكن گرمى به اندازه بايد كه معده را نسوزاند « 11 » و ماده فسرده را
--> ( 1 ) . ب : « درد » ندارد . ( 2 ) . ب : بندگاهها بار . ( 3 ) . ب : نهد . ( 4 ) . ب : « و خداوند گر را » ندارد . ( 5 ) . الف : اشبار . ( 6 ) . الف : بزنند . ( 7 ) . ب : تا يك بخش ربو . ( 8 ) . ب : دهد . ( 9 ) . الف : « نخست » ندارد . ( 10 ) . ب : نيم . ( 11 ) . ب : نسوزد .