اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

72

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

جز ماده كه به دو نزديك بود نشايد آورد ، اگر چه تركيب از داروها قوي باشد . و منفعت آن درد پشت و كمرگاه و سرين و حوالي آن باشد . از بهر هر شخص ، خردي و بزرگي شياف اندر خور او بايد و از بهر آنكه هر مقصودي از وى ببايد شناخت كه به مقصود لايق باشد . مثلا از بهر كسي كه تب دارد و محرورست از بنفشه و شكر و سقمونيا بايد ساخت . و از بهر مرطوب و دردهاي بلغمي از سكبينج 18 و جاوشير و مقل 19 و اشق 20 و نمك 21 و شحم حنظل ) 22 و زنجبيل ( Imdiam G . ) و سورنجان 23 و تخم كرفس ( Celery ) و جندبيداستر 24 و قسط و زرنباد و عنزروت و برگ سداب و ماهي زهره 25 بايد ساخت . تدبير حقنه : ( 1 / 103 ) فعل حقنه قوي تر از فعل شيافست از بهر آنكه به مقدار بيشتر باشد و رونده تر و گرم باشد . و كسي را كه مانعي باشد كه او را بدان سبب داروي مسهل نتوان داد ، چون ضعيفي معده و تولد غثيان ، و سبب دارو خوردن خاصه اگر امعاي ثقل 26 را دفع نكنند چنان كه بايد و مقصود وى از داروي مسهل تمام حاصل نشود ، چنين اشخاصي را هيچ علاجي چون حقنه نيست 0 كسي را كه بر سر زخمي افتاده باشد و يا اندر دماغ آماسى و آفتي باشد ، حقنه سخت نافع باشد و ماده از دماغ فرود آورد و بخار بر سر بفرستد ، چون داروي مسهل و داروي قي و حقنه . گاه باشد تا به معده برآيد و بيشتر تا به روده‌هاى باريك ( معاء دقاق Small Intestine ) بر آيد . بدين سبب به هيچ حال بر " ريق " 27 حقنه نبايد كرد . ( 1 / 104 ) اگر شربتى كه به معده قوت كند ، ببايد داد و نگاه بايد كرد ، اگر حقنه از بهر درد گرده 28 و كمرگاه 29 كند ، بيمار به قفا 30 بار خسبد و سر ببالش نهد ، چنان كه سينه افراشته باشد و سرين او هم بر بالشي افراشته بايد نهاد و ميان پشت بر زمين بايد نهاد . و اگر از بهر درد ناف كند ، بيمار بر زانو خسبد ، چنان كه شكم او آويخته باشد و سر و سينه نيز بر بالشي افراشته بود و بيمار خويشتن را نگاه دارد ، تا در آن حال " سعال " ( سرفه Coughing , Cough ) و " عطسه " نكند و " فواقي " نيفتد . و ببايد دانست كه اگر داروي حقنه اندك باشد ، به موضع برسد [ ساير نسخه ها : نرسد ] ، و اگر بسيار باشد ، سستي و نفخ و بيقراري آورد ، و بود كه " زحير " ( اسهال ، دل پيچه Tenesm ) آورد ، و اگر سخت گرم باشد ، غشي آورد و " اسهال خون " ) اسهال خوني ذوسنطاريا ديسانتري Dysentry ) آورد ، و اگر سخت سرد باشد ، باد گيرد ( گير كند ) و طبع اجابت نكند ، و اگر سخت غليظ بود ، روده را آلوده كند و مثانه را زحمت دهد ، و اگر سخت رقيق باشد ، فعل نكند ( اجابت نكند ) 0 پس معتدل بايد ، و مقدار معتدل پنجاه مثقال باشد و سبوس 31 آن پخته ، و نظرون 32 روده را از ثقل 33 پاك كند و طبيخ جغندر ) چغندر پخته ( با روغن زيت را همين فعل كند . و اندر حقنه خداوند درد معده و درد اندام‌ها 34 و خداوند " سده "