اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

51

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

كند ، و اگر دارو مسهل به اسهال فزون از اندازه كار كند ، شير تازه دهند ، تا تاثير قوت دارو از امعاء باز دارد ، و اگر تخم لسان الحمل 30 در شير جوشانند و بدهند ، در حال باز دارد ، و اگر تب آمده باشد اسبغول و گل ارمني ( ( Armeni an ( 1 / 71 ) bole شليمر ) و صمغ عربي ( Gum arabic ) به روغن گل چرب كنند و با شراب آبى ( Quince ) يا شراب موردانه 31 بدهند و ترياق فاروق 32 و شربت فلونيا 33 دو دانگ دهند و فلونيا اسهال باز دارد . و هرگاه كه اسهال چندان شود كه " فواق " ) سكسكه ( Hiccup پديد آيد ، اسبغول چرب كرده به روغن گل به آب سرد بدهند ، و اطراف ببندند و عطسه ( Sternutqtion To Sneeze , Sneeze , ( آريانپور ، حييم ) آرند ، و فلونيا دهند ، و اهل تنعم و ملوك را و كساني كه دارو دشوار خورند ، تدبيرها لطيف بايد ساخت . اما خداوند معده ضعيف و گرم كه به استفراغ حاجت آيد ، بگيرند : سقمونيا ( Scamony ) يك شربت 34 ، و اندر جلاب خام حل كنند و آبى يا سيب ترش و شيرين پاره پاره 35 كنند و در جلاب نهند يك شب و بامداد آن آبى برجينند و بدهند 36 و آن جلاب بگذارند مضرت " سقمونيا " نباشد و مزه دارو ندهند ، اما اگر مقدار " سقمونيا " زيادت از يك شربت كند ، تا آنچه آبى بستاند يك شربت بماند ، صواب بود ، و اگر استفراغ صفرا و رطوبت حاجت افتد تربد 37 سپيد تراشيده و نيم كوفته بگيرند يك درم سنگ يا بيشتر به حسب طبع و قوت دارو خوار و اندر صد درمسنگ آب بجوشانند تا به نيمه باز آيد و بپالايند 38 و مقدار حاجت سقمونيا درين آب حل كند و مقداري شكر سوده در وى افكنند ، پس آبى يا سيب پاره كرده آنگه در وى افكنند و يك شب بگذارند و بامداد آن آبى يا سيب بدهند ، مقصود حاصل گردد . مطبوخي كه خداوند " نزله " 39 را سوده كند ، بگيرند : " بنفشه " 40 خشك پنج درم ، اصل " سوسن " 41 مقشر نيم كوفته ده درم ، اندر نيمن آب بجوشانند تا به نيمه باز آيد ) نصف شود ( و بيست درم " شيرخشت " ( ( Purgative Manna آريانپور ) با " ترنگبين " 42 در وى حل كنند و بپالايند 43 اين يك شربت باشد . صفت حبي لطيف ، بگيرند : " بنفشه " خشك دو درم 44 ، رب سوس يك درم سنگ خيارشنبر 45 چندانك هر دو بدان بسرشند و حب كنند 46 . ( 1 / 72 )