اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

45

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

هرگه كه ماندگي پديد خواهد آمدن و عرق آمدن گيرد از رياضت باز ايستد ، و رياضت بر گرسنگي زيان دارد . و انواع ماندگي ها 6 كه از رياضت و غير رياضت پديد آيد سه نوع است : " قروحي " 7 و " تمددي " 8 و " ورمى " 9 . گروهى گفته‌اند نوعي ديگر هست كه آن را " قشفي " 10 گويند . اما قروحي : ماندگي باشد كه اگر دست فرو نهند يا حركتي كنند ، المي يابد ، چنان كه از " قروح " يابند و سبب فضله اي باشد رقيق و بسيار حرارت قوي كه اندام‌ها گرم كند و گوشت و پيه بگدازد و در فراخى 11 پوست پراكنده كند ، و اگر اين فضله بسيار تر باشد سرما اندر پشت مىيابد و اگر سخت بسيار باشد " لرزه " و " تب " تولد كند . علاج - در " آب زن " 12 نشستن ، و ماليدن نرم و به روغن‌هاى گشاينده ( Opener ) چون روغن بابونه 13 و روغن شيت 14 و روغن خطمي ) خطمي ( Marsmallon شليمر ( ، و " گرمابه فاتر " 15 ، و طعام لطيف بايد چون فروج 16 كه به آب غوره 17 و كشك جو 18 پخته باشند و چون قليه كدو و اسفاناخ و ماش مقشر ( ماش پوست كنده ) 0 اما تمددي : چنان باشد كه مردم پندارند كه اندام‌هاى او كشيده است و امتلاء و حرارتي همىيابد اندر رگ‌ها و بندها و حركت دشوار تواند كرد ، و سبب آن فضله باشد كه اندر عضله‌ها 19 . ( 1 / 64 ) علاج آن ، گرمابه و " آب زن " و ديگر علاج‌ها كه در قروحي ياد كرده آمد . و اگر اين ماندگي نه از رياضت باشد ، از استفراغ چاره نبود . و اما ورمى 20 : نوعي است كه تن گرم باشد و رگ‌ها و عضله‌ها ممتلي ) 21 بود ، و اگر دست بر وى نهند المي يابند ، چنان كه عضوي بر آماسيده ( ورم كرده ) باشد و سبب اين همچون سبب تمددي بود . و علاج آن ، به سه چيز تمام شود : " امتلاء " 22 را به استفراغ و كم خوردن زائل كنند ، و " حرارت " به شربت‌هاى خنك تسكين دهند ، و " امتلاء عضله‌ها " و " الم " به گرمابه و آب زن و آسايش و ماليدن به روغن‌ها علاج كننند . و ماندگي قشفي 23 : چنان باشد كه مردم پندارند كه در اندام‌هاى او خشك است و سبب آن رنجي باشد كه عرق بسيار كند ، يا در هواي سخت گرم و سفر و رنج و روزه و كم خوردن اتفاق افتاده باشد . علاج آن ، آب زن و گرمابه ، و به روغن ماليدن ، و شربت‌ها ، كشكاب 24 و روغن بادام و