اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

43

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

توضيحات : ( 1 ) . " مر " : " بيمارىهاى رطوبتي " ، مج 1 ) و " كا " : " بيماريهاى رطوبي " . ( 2 ) - در " مر " ، " ننشيند " و در " كا " ، " بايستد " آمده است . ( 3 ) . منظور پوشش با پوست سمور است . ( 4 ) . فضله : ماخوذ از تازي پس مانده از هر چيزى و هر چيز زائد و شاخه‌هائي كه ميوه آنها را چيده باشند و بول و براز و غايط و سرگين 000 ( ناظم الاطباء ) 0 در نسخه " مر " ، " فضلات " آمده است . ( 5 ) . منفذ : ماخوذ از تازي ، جاي در گذشتن و جاي جاري شدن و راه و معبر و سوراخ و مخرج ( ناظم الاطباء ) 0 سوراخ ، روزنه ، راه نفوذ Pore Orifice 0 ( 6 ) - يا درد كمر و در اصطلاح طبي ، Pain in the back . Lumbago ( شليمر ) ( 7 ) . كابوس : حالتي كه به شخص خوابيده دست دهد و او پندارد كه شخص يا شيئي سنگين بر سينه او افتاده و او را ميفشارد . در نتيجه نفس خوابيده تنگ شود و خواهد كه حركت كند و فرياد نمايد اما نتواند 000 ( معين ) Nightmare ، ( شليمر ) 0 همان است كه ميان خواص و عوام به " بختك " مشهور مىباشد . ( / 62 ) ( 8 ) . گوهر دماغ : جوهر ، اصل دماغ است . بمانند گوهر تن ، و گوهر دل كه به معناي حقيقت و ميان قلب ( با اقتباس از لغت‌نامه دهخدا ) ( 9 ) . در " مر " : " تباه " و در " كا " : " كمتر " ( 10 ) . در ساير نسخه ها ، " نباشد " آمده است . ( 11 ) . آواز آسيا يا صداي آسيا و صداي آب و نقالى و قوالي در طب قديم براي درمان بيمارىهاى رواني معمول بوده ، از كساني كه در درمان بيماران اين قبيل درمانها را به كار برده است " رازي " طبيب بزرگ ايراني بود ( رجوع شود به تاريخ طب در ايران ، جلد دوم ) ( 12 ) . خستگي ، ناتوانى Lassitude Fatigue ( 13 ) . در مج 1 ) و " كا " ، آمده است : " نگذارند " .