اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
40
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
( 32 ) - در " كا " ، " او را دردسر " و در " مر " ، " و از شراب سده پديد آيد " آمده است . ( 33 ) - آبى ، به ، بهي ، سفرجل ( عربي ) Quince بِه ، سفرجل - Quince ( 34 ) - كمون يك قسم معجوني كه جزء اعظم آن زيره كرماني پرورده است ( ناظم الاطباء ) ، كمون ، زيره Cumin plant ، زيره انواع و اقسام دارد مانند : زيره كرماني ، زيره سياه ، زيره سفيد و زيره سبز . زيره - Cumin plant ( 35 ) - سعد : ( به ضم سين و سكون عين و دال ) بيخ گياهى خوش بوي كه مشك زير زمين گويند ( ناظم الاطباء ) ، گياهى است از تيره جگنها كه در اماكن مرطوب و گرم رويد . قسمتى از ساقههاى زير زميني آن غدهيى شكل شده و محتوي مواد ذخيرهيى و غذايي شيرين و مطبوع و چرب ميگردد و به مصرف تغذيه ميرسد ، سعد خوراكي ، بادام زميني 000 ( معين ) ، سعد كوفي ، مشك زميني ، Galingale و ( Sedge شليمر و آريانپور ) 0 مشك زميني ، سعد كوفي - Galingale ( 36 ) - پوست ترنج Citron 0 بالنك ، اترج ، بادرنگ ، بالنگ ( هرمزدنامه پور داود ، معين ، تحفه ، شرح اسماء العقار ) ( 37 ) - زرنباذ ( Broadle aved , Ginger شليمر ) ، زرنبا و زرنباد و زرنباهه بيخ گياهى معطر و خوشبوي كه كژور و به تازي عروق الكافور گويند ( ناظم الاطباء ) 0 زرنباد - Ginger ( 38 ) - جوزبوا ، گوزبويا ، جوزبويا ( معين ) ( Nutmeg شليمر ) 0 جوزبوا ، جوزبويا - Nutmeg ( 1 / 59 ) ( 39 ) - روغني كه گل سرخ در آن پخته باشد ( ناظم الاطباء ) 0 ( 40 ) - در اينجا مقصود اقدام طبي است . ( 41 ) - " بذرالبنج " و " بزر البنج " به هر دو وجه آمده است Henbane ) - seeds شليمر ) ، بزر البنج ( مخزن الادويه ) ، بذرالبنج ، بنگ دانه Hyoc - ) - cyamus گل گلاب ) ، در طب ديروزي بذرالبنج براي بيهوشي مخلوط با شراب استعمال مىگرديد تاريخ طب در ايران ، جلد اول ) 0 بزر البنج - Henbane ( 42 ) - يبروج : مهرگياه و مردم گياه و يبروج الصنم ( ناظم الاطباء ) ، يبروج الصنم مهرگيا ( Mandrdgore , officinale شليمر ) 0 اين گياه به نامهاي مهرگيا ، مهرگياه ، مردم گيا و نامهاي ديگر آمده است . در باره خواص مهرگياه در اغلب كتابهاي داروئي و طبي قديم مطلب بسيار آمده است كه اگر مقرر شود در باره اين گياه شرحي نوشته شود ، يك رساله مفصل خواهد شد ( براي اطلاع بيشتر رجوع شود به تحفه حكيم مومن و مخزن الادويه ) 0 ( 43 ) - اوقيه : وزنه اي معادل هفت مثقال . وقيه : ماخوذ از تازي اوقيه ) ناظم الاطباء ( ، اوقيه : مقياسي است براي وزن و آن برابر يك دوازدهم رطل ، 5 / 7 مثقال ، 40 درم خالص نوشتهاند . جمع : اواقي ( معين ) ، اوقيه : اجزائي از رطل ، يك دوازدهم رطل ، وزنه اي معادل هفت مثقال ، اواقي جمع وقيه هم مىگويند عميد ) 0 ( 44 ) - سداب : ( بضم اول ) بر وزن گلاب . گياهى باشد دوائي مانند پونه خوردن آن دفع قوت باه و مباشرت مردان و اسقاط حمل زنان كند و به معني قوت و قدرت و توانايي آمده است و آن را به عربي " فيجن " بر وزن الكن خوانند ( برهان قاطع ) 0 بايد دانست سداب انواع و اقسام دارد . سداب كوهي حرمل اسپند ( شليمر ) ، ايضا سداب كوهي ( Rue Montanh گل گلاب ) ، سداب ، به فتح سين ) Herbe of grace Common Rue واژهنامه گياهى ) 0 ( رجوع شود به تحفه و مخزن و ناظم الاطباء ) 0 سُداب - Rue بازگشت