اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
34
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب هفتم / در تدبير شراب 1 ( 1 / 50 ) اگرجه [ چه ] دين اسلام شراب را حرام كرده است ، ليكن چون در ملتهاي ديگر مباح و طبيبان سود و زيان آن در كتب آوردهاند و بعضى مردمان لذت و منفعت آن ميطلبند و از آنجا كه طريق طب است ، واجب آمد منفعت و مضرت آن نوشتن . اما منافع شراب آنست كه مزاج و حرارت آن مناسب حرارت غريزى است كه تن مردم بدان زنده است ، بدين سبب حرارت غريزي را بيفزايد و طعام را هضم كند نيكو و خلطهاي خام را بپزاند و بگدازد . و بعضى را ب " اسهال " و بعضي را ب " ادرار " و بعضي را ب " قي " و بعضى را ب " عرق " دفع كند 2 0 و بدين سبب است كه هر كه شراب خوردن عادت كند ، هرگاه كه دست از آن كوتاه كند ، هضم او تباه شود و حرارت غريزي او ضعيف شود ، و قوتها و اندامهاى وى ناقص و ضعيف گردد ، و خلطها كه ب " عرق " و " اسهال " و " ادرار " و " قي " دفع نشدي ، در تن او بماند و بسيار گردد و بيمارىهاى گوناگون تولد كند ، و ديگر 3 آنست كه رنگ روى را برافروزد و قوت روح و قوت اندامها را مدد كند و رگها را از اخلاط بد بشويد و شهوت كلبي ) اشتهاي سگي ( ببرد ، و " قولنج " 4 ( Colic ) و " سدهها " را بگشايد و رگها را فراخ كند و غذاها را به همه تن برساند ، و بدين سبب " ناقه " ) 5 را فربه كند ، و خواب خوش آرد ، و " باذزهر " 6 همه زهرهاي سردست ، چون افيون ) ابيون ( Opium و شوكران ( Hemlock ) شليمر ( و مانند آن ، و " كژدم 7 زده " شراب گرم كرده قوي را سود دارد 8 . ( 1 / 51 ) و اين منفعت ها وقتي بود كه به دستور و اندازه بود ، و هرگاه كه از اندازه بگذرد همه مضرت