اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

29

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

باب ششم / اندر تدبير آب آب خالص ، " سرد " و " تر " است ، و باشد كه به سبب نزديكي آتش يا به سبب گرمى هوا گرمى عارضي 1 در وى پديد آيد ، بىآنكه چيزى با وى بياميزند . و همچنين به سبب سردي هوا ، سردي عارضي 2 پذيرد ، بىآنكه چيزى سرد با او بياميزد ، و هرگز 3 آب ، خشكى نپذيرد ، مگر آن‌وقت كه فسرده شود ، و هرگز گوهر آب تري فزونى نپذيرد از بهر آنكه ممكن نيست كه آب تر ، " تر " شود . فعل خاصه 4 آب ، تري كردنست ، و اگر گرمى يا خشكى كند ، به سبب چيزى زميني كند ، كه با وى بياميزد ، يا به سبب كيفيتي كه ديگر پذيرفته باشد . و آب باران ، تري فزون تر از آبهاي ديگر كند . ( 1 / 44 ) و باران زمستاني خالص تر از باران تابستاني باشد از بهر آنكه حرارت آفتاب در زمستان ضعيف بود و بخارها و غبارهاي سوخته و غبارها نباشد ، يا كمتر باشد ، و باران بهاري ميان اين و آن باشد ، و آب باران اگر چه سخت نيك باشد ، زود عفن ) متعفن ( شود از بهر آنكه لطيف است و لطيف زود اثر پذيرد ، و اگر بجوشانند 5 دير عفن شود ، و يخ كه از آب نيك فشرده باشد و برف كه بر زمين پاك آمده باشد ، فرقي نيست ميان آنكه او را در آب افكنند ، يا ميان آنكه آب را از بيرون بدان سرد كنند . ( 1 / 45 ) و آب سرد ، خداوند درد عصب‌ها و بندها را زيان دارد ، و آب دريا و آب شور مردم را لاغر كند ، و خداوند بيمارىهاى " سرد " و " تر " و خداوند " نقرس " ( Gout ) و " رعشه " ( Tremor , Treinbling ) و " استسقا " 6 و " فالج " 7 را سود دارد ، و خداوند " ريشها " ( Ulcer ) و