اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

13

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

( مزاج دموي ) را گرم و مرطوب ، و مزاج سوداوي ( سودائي ماليخوليائي ) را سرد و خشك ، و مزاج بلغمي را سرد و مرطوب مىدانستند . قدما در برابر اين چهار مزاج اصلي معتقد به چهار مزاج ديگر مركب بودند . علاوه بر هشت مزاج اصلي و مركب به يك مزاج ديگر نيز توجه داشتند كه مزاج معتدل مىباشد و مزاجي بوده كه آن را كمال مطلوب سلامت هر انسان مىدانستند ، چهار خلط در بدن آدمي به تناسب و تعادل صحيح باشد . مزاج بر حسب عقيده قدما بر روى حرارت و برودت و رطوبت و يبوست ) خشكى ( پايه‌گزارى شده بود ، به همين جهت مزاج‌هاى تر و خشك و گرم و سرد را متذكر مىگرديدند . طور خلاصه مىتوان در مزاج از نظر قدما چنين اظهار نظر كرد : " مزاج " كه جمع آن " مزجه " است در اصطلاح قدما نتيجه يا كيفيتي است كه از فعل و انفعالات قواي فاعله يعني حرارت ) گرمى ( Hotness Heat و برودت ) خنكي يا سردي ( Coldness و قواي منفعله يعني رطوبت ( تري Wetness ) و يبوست ( خشكى Dryness ) وصف مىگرديد . مىتوان را " عكس العمل‌هاى متعددي كه بين جسم آدمي و محيط خارج است " دانست . ( 1 / 26 ) ( 10 ) - در ساير نسخه ها ، " مسام " آمده است كه صحيح مىباشد ، دليل آنكه در دو سطر بعد نسخه اساس كار ما نيز " مسام " كتابت شده است . مسام سوراخها خلل و فرج Pores 0 ( 11 ) - نزله Rheum و Catarrh و Cold 0 هر سه واژه ترجمه انگليسى " نزله " مىباشد . بهترين واژه فارسي آن سرماخوردگي همراه با ترشح بيني است كه عموميت يابد . در برابر اين كلمه نزله وبائى در پزشكي قديم بوده كه مقصود سرماخوردگي همه‌گير است كه واژه مترادف آن همان " " Influenza است . سابقا در عرف عامه انتشار سرماخوردگي همراه با ريزش آب يا گريپ را " مشمشه " مىگفتند كه نيست چرا كه " مشمشه " بيمارى اسبان است . ( 12 ) - مقصود از " و با تولد كند " در اصطلاح طب قديم آن است كه همه‌گير گردد . اين اصطلاع عموما در باره " بيمارىهاى همه‌گير " از هر نوع ساري و جاري بوده است ، به علاوه در باره " هواي وبائي " و " آب وبائي " كه در طب پيشين متداول بوده است ، مقصود بيمارىهاى همه‌گير از آب و هوا مىباشد . كلرا ( Cholera ) است . ( 13 ) - در " كا " ، لاجورد و چوب سير و چوب گز آمده است . ( لاجورد Azure ) ( 14 ) - انقوزه انگژد انگوژد انگژه انگوژه صمغي است كه از گياه انجدان گيرند و به آن صمغ انجدان نيز گويند ( معين ) 0 بايد دانست جرجاني كه باني بزرگ تجدد طب ايراني است ، در جميع مولفاتش اصرار در استعمال كلمات پارسي داشته است . ( 15 ) - در حاشيه نسخه كتابخانه مجلس 2 ) ( نسخه اساس كار ) توضيحاتي اضافي توسط كاتب در باره حرارت غريزي و روح آمده كه اضافات كاتب مىباشد و به متن كتاب نيست . ايضا در حاشيه مج 1 ) ، 9 شعر درماني به صورت اندرز و دستور طبي آورده شده است ، كه از كاتب و يا دستور دهنده به وى مىباشد .