اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

250

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

تخم خربزه كوفته و بزرداب معصفر 4 سرشته ، طلي مىكنند ، از آنكه از گرمابه بيرون آمده باشند . بهق به مطبوخ هليله ها 5 و افتيمون استفراع كنند ، و اطريفل كوچك و معجون نجاح به كار دارند ، و بگيرند : تخم ترب و روناس و كندس و شيطرج و شحم حنظل و مازريون و خربق سپيد و خردل و سقمونيا راستاراست ، بكوبند و ببيزند و به سركه طلي كنند ، اندر گرمابه يا در آفتاب يا نزديك آتش . برص 6 علاج آن ( 1 / 288 ) " قي " كردنست ، و به ايارج لوغاذيا و يا به مطبوخ افتيمون استفراغ كنند ، و اطريفل ماهان بدر به كار دارند ، و طلي به داروهاي قوي تر كنند بدين صفت ، بگيرند : برگ مازريون و خربق سياه و بلبل و بوره راستاراست به سركه ببيزند و نطرون و ذراريح و سونس آهن 7 و كف دريا ، كوفته و بيخته در وى افكنند و بسايند ، تا همچون غاليه شود ، و اندر آفتاب طلي كنند ، و چندانكه تواند صبر كند ، پس بشويند . و اگر " آبله " گردد آن را بكفايند و آب بيرون كنند و صبر كنند تا خشك شود و باز معاودت كنند . صفت طلي ديگر بگيرند : شيطرج و نيل و فوه و شب يماني و دردي خم خشك كرده ، همه بكوبند و بسرشند به سركه و به كار دارند و فوه را در آب ببيزند و بپالايند و دارو را بدان آب حل كنند ، بيست روز تمام ، طلي كنند ، اثر وى بماند . رنگ روى روشن كردن بگيرند : آرد باقلي و آرد نخود و آرد جو و نشاسته و كتيرا و تخم ترب كوفته نرم ، همه اندر شير تازه بسرشند يا اندر كشكاب ، و اول شب طلي كنند ، و همه شب صبر كنند ، و بامداد به آب گرم بشويند ، و اندرين آب ، سپوس گندم و بنفشه خشك بايد كه پخته باشند ، و پالوده و شير تازه و پيه بط و پيه مرغ و مغز استخوان و انار شيرين و زرده خايه مرغ نيم برشت و انجير خشك و ترب و گندنا و اندكى انگژد و اندكى زعفران و اندكى شير 8 خوردن اين جمله را صافي كند و تازه و افروخته دارد . بوي اندامها خوش كردن و بوي عرق هليون 9 و حرشف 10 و زردآلو و نقيع آن خوردن ، و شراب ريحاني خوردن ، بوي عرق و بوي همه اندامها خوش كند . معجون نوش دارو كه در وى مفرح است . بوي دهان و بوي عرق و بوي همه اندامها