اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

226

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

چنان باشد كه بخار آن ماده با هواي دل كه روح است و خون را كه اندر شريانها است غليظ و گرم كند و تب آورده شود ، ميل به ظاهر تن كند و از بهر آنكه گرم باشد ، لطيف گردد و تحليل پذيرد و تب گساريده شود . ( 1 / 259 ) انواع تبهاي خلطي تب‌هاى خلطي كه از عفونت اخلاط باشد چهارست : بلغم و خون و صفرا و سودا ، لكن از بهر آنكه عفونت اخلاط يا اندرون رگها باشد يا بيرون رگها باشد يا بيرون رگها ، پس انواع تبها هشت مىشود : آنكه اخلاط از اندرون رگها عفن گردد و چهار آنكه بيرون رگها ، و با اين همه ، تبها به يكديگر تركيب افتد ، و انواع آن بسيار گردد . اين معني از كتاب " ذخيره " بايد جست و الله اعلم . حمي يوم علامتهاي آن اندرين تب 3 ، گراني و كسلاني و دردها - چنان كه در ديگر انواع باشد - هيچ نباشد و اگر صداعي و تكسيري ( شكستن ) بود ، لازم و قوي نباشد و قاروره و نبض خوب باشد . علاج هرگاه كه تب ، فاتر شود ، اندر آخر تب ، آب زن و گرمابه خوش و آب فاتر صواب بود ، و زودتر ترتيب غذا بايد كرد از فروج 4 يا بزغاله به كشك جو و اسفاناخ و غوره و مانند آن 5 . تب دق بسيار باشد كه حمي يوم بدق رسد و تبهاي ديگر به رازي مدت و تخليط 6 ( آميختن چيزى را و فساد افكندن در آن كار ، آشفتن ) بيمار و خطاي طبيب بسيار بدق باز گردد و نادر باشد كه تب دق به ابتدا پديد آيد . علامتهاي آن نبض صلب باشد و دقيق و متواتر و ضعيف و موضع رگ و حوالي آن گرم و تباه تر از جاي ديگر باشد . و بيمار از حرارت تب سخت آگاه نباشد و چشمها دور اندر ( گرداگرد ، پيرامون ) افتد و پوست پيشاني بر استخوان كشيده شود و كتفها برآورد و بيني باريك شود و رونق و تازگي رنگ برود . و هرگاه كه غذا خورده شود ، حرارت ظاهرتر شود و چون چراغي كه روغن يابد برافروزد و نبض قويتر شود و آن درست ترين نشانها است . علاج آن ( 1 / 260 ) تا قوت بر جاي باشد و استخوانها به گوشت پوشيده بود و ذبول ظاهرنباشد ، اميدوارتر باشد . اما هواي خانه و بستر بيمار خنك بايد داشت ، و گرمابه خوش و آب فاتر ، و روغن ماليدن سود دارد ، و شير زنان يا شير خر دادن و بر اندامها دوشيدن ، و شراب