اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

210

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

سود دارد . و اگر سبب ، باذي غليظ باشد ، ماء الاصول با روغن بيدانجير و روغن بادام تلخ دهند . و اگر سبب ضعيف قوت " مثانه " باشد ، در آب گوگرد نشانند ، و بوره ارمني در آب حل كنند و باحليل فرو چكانند ، و زهره گاو و زهره بز و نمك و آب تلخ آنجا حاضر باشد ، اندر چكانند ، سود دارد ، و " شپش " كه اندر جامه مردم تولد كند ، باحليل اندر نهند ، بول بگشايد . ( 1 / 243 ) سنگ و ريگ كه اندر مثانه و كليه تولد كند علامتهاي آن ريگ اندر بول پديد آيد و اندر بن " قاروره " رسوب كند و مجري بول را بخراشد و بسوزاند و گراني كند و " آب تاختن " زودازود گيرد و آنچه از " كليه " آيد زرد بود ، و آنچه از " مثانه " آيد سپيد بود يا خاكستر گونى بود علاج آن اندر آب زن فاتر نشاندن ، و " كمرگاه " و " مثانه " را به روغن كژدم چرب كردن 31 ، و تخم خيار 32 و تخم خيار باذرنگ و تخم خربزه و حجر اليهود 33 و آب باديان و تخم كرفس و معجون عقرب 34 و حب القلت 35 مقدار دو دانگ اندر آب تخمها ميدهند ، و آب ترب كوفته و فشارده مقدار ده درم ، با ده درم شير تازه آميخته ، سه روز بدهند ، " مثانه " را از ريگ پاك كند . جرب 36 مثانه علامتهاي آن بيرون آمدن بول با دغدغه باشد ، و رسوب وى چون سپوس بود . علاج وى كشكاب و روغن بادام خوردن ، و طعام نرم خوردن ، و لعاب دانه آبى و شير زنان و روغن گل حقنه كردن ، و باحليل در چكانيدن ، و طعامها ، جرب بود و نرم خوردن . فتق علامتهاي آن هرگاه كه به پشت باز خفتد به جاي باز شود و قراقر كند ، روده فرود آمده باشد 37 و اگر بىقراقر يافته شود ، " ثرب " 38 فرود آمده باشد . علاج آن از حركتها و كارهاى سخت پرهيز كند ، و از پس طعام خوردن ، آواز بلند نكند ، و چيزى گران بر ندارد ، و آن را بسته دارد . و اگر دشوار به جاي باز شود ، اين ضماد برنهند به شبت نيم گرم و " ران " بهم فشارند و چون به جاي باز شود ، باز اين ضماد برنهد . صفت آن [ ضماد ] : گوز سرو و سعد و مازو و نارپوست و كندر و مرزنجوش و نانخواه و سريش كفشگران و سريشم ماهي بهم بسرشند و برنهند و ببندند و بگذارند تا خون بيفتد ، و ديگر بار ، بر مىنهند تا شود ، و از طعامهاي بادناك و ميوه تر پرهيز كنند و كموني به كار دارند .