اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

204

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

باب پانزدهم اندر استسقاء " استسقاء " سه نوع است : لحمي است و سبب آن ماده بلغمي باشد كه با خون اندر همه رگها گذرد ، و طبلي است و سبب آن ماده اي باشد بادناك اندر همه احشا بماند ، و زقي است و سبب آن ماده اي آب ناك باشد كه اندر فضاي شكم گرد آيد . و اصل همه ، نقصان هضم است . و به پارسي ، " استسقاء " آب خواستن است ، و سبب آب خواستن ، ضعيفي جگر باشد و عاجزي . و به سبب ضعيفي ، آب كه به دو رسد از خويشتن دفع كردن و از فرستادن به اندامهاى ديگر عاجز باشد ، تا بدان سبب همه تن تشنه ماند و اندر جگر آب خواهد بىآنكه جگر را به آب حاجت باشد . همچنان كه جوع البقري گرسنگي همه اندامها است بىآنكه معده طعام خواهد ، " استسقاء " نيز تشنگى همه اندامها است بىآنكه جگر ، آب خواهد از بهر آنكه جگر ضعيف باشد ، آب را به اندامها نتواند فرستادن هر آب كه خورده شود ، اندر جگر بماند و جگر را سرد كند و آب به ترشح در فضاي شكم جمع شود و مزاج همه احشا ، تباه گردد . و بدان سبب ، علت به مشاركت همه احشا مستحكم گردد ، و چگونگي ترشخ از كتاب " ذخيره " بايد جست . اما استسقاء كه سبب آن گرمى جگر باشد ، آن باشد كه رطوبتها گداختن گيرد و استفراغها تولد كند ، چون " بول " و " عرق " آمدن بسيار و " اسهال خون " و افراط " طمث " ، و بدان سبب خشكى تولد كند و به سبب خشكى ، رطوبت اصلي كه مدد حرارت غريزي بدوست