اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

201

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

باب چهاردهم در يرقان زرد زرد ببايد دانستن كه " يرقان " علتي است كه رنگ چشم و رنگ تن بگردد يا زرد شود يا سياه . اما " يرقان زرد " از فزونى صفرا باشد ، و بيشتر از جگر باشد و از سده اي كه در منفذ زهره افتد . و " يرقان سياه " از " سپرز " افتد و شرح آن در كتاب " ذخيره " ياد كرده آمده است . اما علامتها اندر " يرقان زرد " علامت آن باشد كه تشنگى غالب بود و دهان تلخ و بول 1 سخت رنگين و كفك بول ، رنگ بول دارد . علاج آن ( 1 / 237 ) اگر " يرقان " محكم باشد ، هم رگ بايد زد و هم مسهل دادن . اما رگ زدن ، باسليق بايد زد ، يا اسيلم از دست راست . و مسهل ، طبيخ افسنتين و هليله زرد و عناب و اجاص 2 و خرماى هندى و تخم كشوت 3 و تخم كسنه و بيخ سوسن و غاريقون و غافث و شاهتره بايد ساخت . و اگر 4 سبكتر بايد ، فلوس خيارجنبر اندر آب كسنه كفايت كند و ماء الجبن سخت نافع بود ، هر بامداد سكنگبين بزورى دهند ، به آب كاشني و از پس سكنگبين به چهار ساعت كشكاب دهند ، و اندر كشكاب ، بيخ كرفس و بيخ كبر و بيخ باديان و بيخ كسانه كسنه پخته باشند ، و گلاب با روغن بادام و شكر دهند . و اگر تب باشد ، هر بامداد سكنگبين ساده دهند ، با آب كاشني يا آب تخم خرفه و آب انار ترش و شيرين موافق بود ، و كشكاب ، با روغن بادام دهند ، و اندر كشكاب ، تخم كسنه و بيخ او ، در افكنند ، و اندر آب زن نشستن صواب بود ، و هم اندر آب زن دو وقيه آب ترب و يك وقيه شراب ريحاني و نيم درم بوره نان در وى حل كرده بدهند ، زردى از وى فرود آيد ، خاصه اگر هم در آب زن بول كند ، يك استار برگ جغندر 5 خشك كرده ، كوفته و بيخته