اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
192
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
بسرشند و به كار دارند ، درد بنشاند و سودمند باشد ، و بابونه و اكليل الملك و اندكى زعفران به لعاب تخم كتان بسرشند و برو نهند . و اگر ناسور ، مملتي باشد و درد سخت باشد ، در آب گرم نشينند و روغن دانه زردآلوي تلخ و روغن كوهان شتر طلي كنند ، و پشم پاره 20 بدان روغن تر كنند و بخويشتن بردارند ، و يك زمان صبر كنند روده 21 گشاده شود و درد ساكن گردد ، و نيز بگيرند : شحم حنظل و مغز بادام تلخ راستا راست و بكوبند و ببيزند و شياف كنند و هر ساعت 22 يكى بنهند . ( 1 / 231 ) صفت داروئي كه ناسور را سود دارد و خشك كند - بگيرند : " مار افعي " از جايگاهي كه از آب دور باشد و سرو دنبال ( دم ) وى بيفكنند و شكم او پاك كنند و بشويند و بپزند تا مهرا 23 شود و سر پاتيل پوشيده دارند ، پس روغن كازيت 24 برافكنند و مىجوشانند ، آن آب برود و بماند آن روغن ، پس آن روغن زيت برافكنند ، نگاه دارند و طلي كنند ، خشك كند و بريزاند . " اهرن " 25 ميگويد : كه ناسور را به روغن زيت چرب كنند و اشنان سبز 26 كوفته و بيخته بر وى پراكنند و خشك كند و بريزاند . صفت داروئي كه باد ناسور را بشكند بگيرند : هليله سياه ( Black Myroblans ( شليمر ) و بلبله ( بليله Belleric ‹ Myrobolans / شليمر ) و آمله و شيطرج هندي و عاقرقرحا و نوشادر و بلبل و دارفلفل و تخم گندنا و مقل راستا راست ، همه بكوبند و ببيزند و مقل را به آب ميويز حل كنند و داروها بدان بسرشند و حب كنند ، شربت سه درم ، باد ناسور بشكند .