اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
190
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب يازدهم در بيماريهاى مقعد بيرون آمدن مقعد علاج آن گل سرخ 1 و برگ مورد و خرنوب در آب بپزند و در آن نشينند ، و گلنار و مازو و نار پوست و صدف سوخته و قاقيا ( اقاقيا ) و شب يماني و اسفيداج ، همه كوفته و بيخته ، بر آن موضع پراكنند و ببندند ، چنان كه رسمست . و خداوند مزاج سرد ، داروها در شراب قابض و بر مرزنگوش زيادت كنند . ( 1 / 229 ) و اگر مقعد كه بيرون آيد از " ريشي " بود ، به شراب قابض كه داروهاي پخته قابض در وى پخته باشند ، بشويند ، و سرب سوخته و شسته بگيرند ده درم ، گل و سرخ و سماق ازهر يكى پنج درم ، مر 2 دو درم و نيم ، بكوبند و بپزند و بدان موضع پراكنند و ببندند . شقاق 3 طرقيدن لبه مقعد 4 را شقاق گويند . و گاه باشد كه رگها ممتلي باشد و رگها بطرقند 5 . علاج آن اگر سبب امتلاء رگها باشد ، رگ باسليق يا صافن يا مابض بزنند يا بر ميان هر دو " سرين " حجامت كنند . و اگر آماس و حرارتي باشد ، سفيده خايه مرغ و روغن گل اندر " هاون سرب " بسايند ، تا سياه شود 6 و طلي كنند ، و مرهم كافوري طلي كنند . و اگر حرارت قوي نباشد ، مرهم مقل به كار دارند ، و مغز ساق گاو با خمير جوشانيده 7 مرهم كنند ، خداوند مزاج خشك را سود دارد ، و اگر بارزد 8 با آن يار كند ، هر سه راستا راست