اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
187
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
مغز بادام پنج درم ، شياف كنند ، چنان كه رسمست و بنهند . صفت حبي كه قولنج را در حال بگشايد سكبينج ده درم ، شحم حنظل ده درم ، سقمونيا سه درم و دودانگ ، سكبينج را به آب سداب حل كنند و باقي را بدان بسرشند و حب كنند ، شربتى دو درم . و تا نخست به حقنه و شياف راه گشاده نكنند ، داروي مسهل ندهند . و اگر " غثيان " رنجه دارد ، سفرجل مسهل بدهند با معجون الراحه . صفت معجون الراحه بگيرند : مصطكي و قرنفل 6 و زنجبيل و فلفل و دارفلفل گوزبوا 7 و قرفه از هر يكى دو درم ، كوفته و بيخته كنند ، سقمونيا دو دانگ ، همه را اندر جلابي غليظ كه در آن آب آبى و شكر كرده باشند ، بسرشند ، شربتى دو درم . ( 1 / 227 ) صفت حبي كه زودتر از همه اطلاق كند ( رها و آزاد كند ) - بگيرند : شحم حنظل دو درم ، سقمونيا يك درم ، مصطكي نيم درم ، انيسون نيم درم ، كتيرا دانگى به حب كنند با آب كرفس ، شربتى يك درم يا يك مثقال . تولد كرمها نوعي قولنج ديگرست كه از آن افتد ، كه در رودههاى كرم 8 تولد كند ، و تري ثقل رودهها برمزند 9 ، تا بدان سبب طبع خشك شود . علامت تولد كرم آنست كه گاه گاه ثقل گرمى فرو آيد و احساس بىدرد و بى خليدن باشد و رنگ روى ، زرد و تيره شود و قوت ضعيف گردد ، و خداوند اين علت ، زود گرسنه شود و از بهر آنكه هر چه به رودهها فرود آيد ، كرمان بخورند و رودهها مزيدن گيرند ، بدان سبب ، " گرسنگي " و " پيچش ناف " و " دغدغه " و " غثيان " پديد آيد و خواب و بيداري به ترتيب نباشد ، و در خواب دندانها بر هم سايد ، و از دهان لعاب آيد . علاج آن بگيرند : شيح و ترمس 10 و برنگ كابلي 11 مقشر و سرخس 12 و قنبيل ازهر يكى پنج درم ، تربد سپيد محكوك 13 پانزده درم . اين جمله با شير تازه بدهند ، بر گرسنگي و نيز بگيرند : برنگ كابلي مقشر هفت درم ، خرما و مغز جو 14 از هر يكى هفت درم ، بر يكى بكوبند و بهم بسرشند و شبانگاه بر گرسنگي بخورند و بخسبند ، بامداد ، كرم كدو دانه پاك كند ، و از پس استفراغ ، يك شربت ايارج فيقرا بدهند اندر شب ديگر ، و يك هفته هر بامداد پنج درمسنگ آبكامه بناشتا بخورد تا ماده كرم را پاك كند ، و بگيرند : صبر و زهره گاو و آب بودنه 15 راستا راست و پنبه پاره اي بدان تر كنند و بردارند ، كرمهاي خرد را پاك كند ، و كودكان را برگ شفتالو كوفته بر شكم مالند ، و زهره گاو و قطران و پيه گوزن و سعتر و ترمس بهم بسرشند و