اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
176
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
استرخاء از كار باز دارد و شهوت باطل كند و بدان سبب ، اندامها گرسنه ماند و قوت ساقط شود و علاج مشكل گردد ، از بهر آنكه تنقيه معده را به استفراغ حاجت آيد و ضعف قوت از آن باز دارد . و اين علت مردم سرد مزاج و كساني را افتد كه اندر سرما استفراغ كنند . و اين علت را جوع البقر را از بهر آنكه گويند كه گاو را اين علت بسيار افتد . علاج آن ( 1 / 214 ) قوت را بماء اللحم و بنان كه اندر شراب ريحاني ثريد كرده باشند و ببويهاي خوش ، جون بوي سيب و آبى و مورد 21 و عود و مشك و شراب ريحاني كه اندكى زيره درو افكنده باشند ، با حب الاس به كار دارند . و اگر حرارتي حادث شود ، بوي 22 و گلاب و كافور ، سود دارد ، و بوي 23 بزغاله بريان كرده و بره و مرغ بريان و بوي نان خانگي گرم ، شهوت را بجنباند ، و ماء اللحم و نان تر كرده به شراب ، سود دارد و قوت دهد . و اگر " غشيا " 24 افتد او را بيدار كنند و رخسار او بكسلند 25 و موى " صدغ " او بكشند 26 ، و بر موي " بز " در سفالي بزرگ از جاي بلند دراندازند تا آواز آن به دو رسد ، يا آوازى قوي چون آواز طبل و بوق و غير آن ، ناگاه بزنند و او را بيدار كنند ، چون بهش 27 باز آيد ، ماء اللحم به اندكى شراب ريحاني در حلق او چكانند و ضمادى از لادن و سك 28 و سعد و سنبل و مصطكي و عود و عنبر و آب برگ مورد تر و آب سيب و آبى بر معده نهند . آرزوي گِل خوردن و مانند آن 29 به سبب آن ، خلطها بد باشد اندر معده . علاج آن " قي " كردن باشد ، نيك " قي " بايد فرمود ، و ايارج فيقرا به كار داشتن و شراب افسنتين ، و هر بامداد مقداري مصطكي و زيره و نانخواه 30 بخايند 31 و با گلشكر بخورند ، و از پس طعام نيز لختي بخايند بىگلشكر . و اگر اين عارض ، زن آبستن را افتد او را " قي " نشايد فرمود ، مگر بنفس خويش به آسانى برآيد ، و از پس " قي " ، معده را به گوارش عودو ميبه قوت دهند . فواق امتلائي ( فواق سكسكه Hiccongh , Hicup ) آنچه سبب ماده غليظ باشد اندر فم معده عادتها و تدبيرهاي گذشته بر آن گواهى دهند . علاج آن ( 1 / 215 ) " قي " بايد كردن به ماهي شور و ترب و سكنگبين عسلي و آب شبت و لوبياي سرخ ، و از پس " قي " ، انجدان و جندبيدستر بوئيدن و كندر و راسن 32 و زيره و نانخواه و سعتر و بودنه خائيدن و اندر طعامها به كار داشتن ، و سنجرنيا و كموني و فنداديقون و ترياق اربعه و ترياق بزرگ سود دارد ، لكن از پس " قي " ، معده به ايارج فيقرا پاك بايد كرد ، پس معجونها به كار داشتن .