اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

125

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

از آنكه اثر قوي تر ظاهر شود . و اگر بيمار خفتي ( سبكي ) يابد بر خلاف قياس بدان فريفته نبايد شد ، و همچنين اگر بخلاف قياس ، عارضه پذيد آيد كه سخت هايل ( سخت ترسناك ) باشد نبايد ترسيد ، كه عارض زود زايل شود ، و بيمار قوي تركيب و تن آبادان را 10 . استفراغ بيشتر بايد كرد ، و بيمار نازك و لاغر ، علاج ، بتغير مزاج بايد كرد و استفراغ كمتر . و اندر همه بيماريها ، دلخوشي بيمار بايد جست و با مراد ايشان ببايد ساخت و تدبير قوت 11 ببايد كرد ، بهر چه ممكن گردد و از غم و دل ، ناخوشي 12 دور بايد داشت و بعضي را به بشارتها و اميدها 13 و بعضي را به 14 " زر " و " جواهر " و غير آن و بعضي را به حضور دوست و مونس دلخوش بايد كرد ، تا شاد شود . و اندر گرماي سخت و سرماي هيچ علاج قوي نبايد كرد ، و آنجا كه به استفراغ و تغير مزاج حاجت آيد و يك چيز يابند كه هر دو معني را شايد به غنيمت بايد داشت ، چنان كه در " تب صفرا " 15 آب آلوى سياه . طبيب تا تواند كه علاج به غذا كند ، بدارو مشغول نبايد بود ، و تا تواند كه به داروي بسيط ، يعني ناآميخته علاج كند ، داروي آميخته نبايد داد 16 . و طبيب را داروي مجهول ( داروي ناشناخته ) كه مجهولان 17 و پير زنان 18 آزمايند و حكايت كنند ، به كار نشايد داشت و بدان اعتماد نشايد كرد .