اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

102

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

گذرد و به چهل روز رسد در روز بيستم انذار به چهلم كند . و از " ايام الواقعه في الوسط " هرگاه نشانهائي كه روز سوم پديد آيد ، باشد بحران ، روز ششم كند ، و روز پنجم بروز نهم انذار كند . لكن اگر نشانهاي بد باشد ، بحران ، روز هشتم كند ، و روزهائي كه دروي بحرانها باشد نيك بايد ، تمام يا ناقص ، جمله آن بيست 29 روزست ، سوم و چهارم همچنين به ترتيب تا روز هفدهم ، پس روز نوزدهم و بيست و يكم و بيست و چهارم و بيست و هفتم و بيست و هشتم و سى و يكم و سى و چهارم و سى هفتم و چهلم . و گروهى روز اول و روز دوم از جمله روزهاي بحران شمرده‌اند از بهر آنكه " حمي يوم " ( تب روزانه ) روز نخست يا دوم بگذرد و از بهر آنكه گذشتن از تغير خالي باشد ، آن را بحران گفته‌اند . ( 1 / 138 ) و گروهى ديگر گفته‌اند كه از پس چهل روز بحران نباشد ، لكن بيمارى به تحليل گذرد ، و از روز بيستم تا تمامت چهل روز سيزده روزست كه دروي بحران نباشد ، روز بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و پنجم و بيست و ششم و بيست و نهم و سى ام و سى دوم و سى و دوم و سى و سوم و سى و پنجم و سى و ششم و سى و هشتم و سى و نهم . و از جمله جهت بيان اين روزهامشجري 30 ساخته آمده است ، و نام روزها كه در وى بحران نيك باشد به شرحي نوشته آمد به قلمى سطبر و روزهائي كه در وى بحران گاهي باشد و گاهى نباشد ، به قلمى سطبر نوشته آمد به سياهي . و روزهائي كه در وى بحران بد باشد هم به سرخي نوشته آمد به قلمى باريك و روزهائي كه دروي بحران نباشد به قلمى ميانه نوشته آمد به سياهي ، تا بر خواننده اين كتاب ، زود ظاهر شود . و الله اعلم و احكم . تشجير روز نخستين روز دوم 31 بسيار باشد كه بيماريها و تبها كه بغايت گرم باشد اندرين روزها بحران كند . روز سوم - بسيار باشد بيماريها و تبها كه بغايت گرمى باشد كه اندرين روز بحران كند . روز چهارم - روزهاي بحرانست كه خبر دهنده است از بحران روز ششم و هفتم ، پس اگر نشانهائي كه در روز چهارم پديد آيد ، بد باشد تمامي اين در روز ششم پديد آيد و اگر نشانهاي نيك باشد تمامي اين روز هفتم باشد . روز پنجم - اين روز بحرانهاي نيك بسيار باشد . روز ششم - اندرين روز بحران نيك نادر باشد ، و اگر باشد با رنج و خطر باشد و بيمار را