اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
80
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
كند و بدين سبب است كه بر تن مردم شادكام اثر پيري كمتر پديد آيد . و هرگاه كارى شاد كننده پيش آيد ، لختي دل گشاده شود و طبع خواهد كه بدان حال نزديك باشد و ادراك را بيشتر كند . و اگر شادي از حد بيرون شود ، دل تمام گشاده شود و روح و حرارت غريزي را از بهر استقبال و طلب تمامي آن حال خويش را بيرون افكند ، دل همچنان گشاده بماند و غشي كند 6 و باشد كه بدين سبب به مفاجات هلاك شود . و اندوه و ترس ، خون را و حرارت غريزي را به قعر 7 باز گرداند از بهر آنكه طبع خواهد كه از آن حال دور تر باشد ، و از بهر اين است كه رخساره غمگين زرد شود . و اگر اندوه و ترس از حد بگذرد ، حرارت همه 8 به اندرون دل باز گردد و دل فراهم 9 آرد و حرارت اندر وى خبه 10 شود و بميرد بمفاجات . و مردن مفاجات به سبب اندوه و ترس كمتر از آن باشد ، كه به سبب شادي مفرط از بهر آنكه حركت روح ، به سبب شادي به سوي ( 1 / 116 ) بيرون است و به سبب اندوه و ترس به سوي اندرون ، و حركت شادي ناگاه و به يك بار باشد ، و حركت اندوه آهسته تر باشد . و خجالت نيز خون و حرارت را بگستراند و لختي رطوبت فرو گذارد و تحليل كند . و از بهر اينست 11 كه در حال ، روى سرخ شود و عرق روان گردد و به آخر روى زرد گرداند از بهر آنكه حرارت ، لختي تحليل پذيرد . و منفعت ايمني و اميدواري هم چون منفعت شادي معتدلست ، و مضرت نااميدي 12 همچون مضرت اندوه و خالي بودن از انديشه ، خاطر پراكنده 13 كند و همه قوتها را و حرارت غريزي را ضعيف كند و رنگ روى بگرداند و بيمارىها زيادت كند ، چنان كه مشغولي و انديشه 14 دردهاي بيمارىها مشغولي دارد ، تا كمتر دل در آن بندد و بديشان 15 سبكتر شود . و بدين سبب است كه سفر كردن 16 و شهرها و كارهاى عجب ديدن از بيمارىهاى 17 " عسر " و از " وسوسه " عشق ( وسوسه Temptation ) برهاند . و اندر علاج عشق ، هيچ كارى سودمندتر از انديشه كارهاى مهم نيست و از خشم كسي كه از روى لختي حشمت دارند ، سودمندترست . و هيچ چيز زيان كارتر از بيكاري و اندوهى 18 نيست . اما علاج خشم - به شربتهاى خنك كننده و به عذرها و سخنهاى خوش و بازىها و خنده 19 و حاضر كردن دوستان ، و علاج اندوه و ترس به اميدهاي 20 قوي و به سماع و آواز بلند و به شراب و مفرحهاى 21 گرم . و در علاج اعراض نفساني طريقي ديگر هست و آن را علاج روحاني 22 گويند ، و آنچنان باشد كه مردم ، همت بلند دارند و از شادي و غم و لذت و ترس 23 و غير آن هرچه پيش آيد ، در آن به چشم حقارت نگرند و قدر آن حادثه كمتر از آن نهند كه باشد 24 . و اگر تغيري پديد آيد ظاهر نكند . و از دوست و دشمن پوشيده دارد ، تا بدين طريق نيك و بد روزگار كشيدن عادت كند 25 و السلام .