أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

994

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

773 و II , Dozy ، 491 : olyra . ( 4 ) . واژه پاك شده است . ( 5 ) . اليقوس - يونانى ، قس . بر بهلول ، 17314 ؛ I , Low ، 773 در يادداشت‌ها . ( 6 ) . الكبيث ، بايد خواند الكنيث ، نك . شمارهء 409 ، يادداشت 4 . ( 7 ) . در پى آن « سلوا و اكروا » ( ؟ ) . ( 8 ) . در پى آن واژه‌اى پاك شده است . ( 9 ) . كشاخل ، قس . II , Vullers ، 837 . ( 10 ) . واژه پاك شده است . 1091 . هسقيقل 1 [ اين ] واژه با « ها » و « حا » [ نوشته مىشود ] . صهاربخت : [ اين ] داروى هندى شبيه پوست باقلى است ، بخش درونىاش به كبيكج مىماند و آن در باب « حا » ذكر شده است 2 . ( 1 ) . حشقيقلا سريانى ، III , Low ، 450 ؛ طبق I , Dozy ، 291 : حشقيقل - شقاقل - Malabaila sekakul Russ . يا Pastinaca schekakul Russ . ؛ نك شمارهء 604 . ( 2 ) . در اينجا در باب « شين » ذكر شده است ؛ نك . شمارهء 604 . 1092 . هزارگشان 1 اين به رومى كليلوطين 2 ، به سريانى الفشرا 3 [ ناميده مىشود ] ، [ هزارگشان 4 واژه ] فارسى است . هزارجشان 5 را همراه با شستبدار 6 نام مىبرند و آنها را « فاشرا » و « فاشرستين » 7 مىنامند . اوريباسيوس : اين دو [ ماده ] ريشه‌هاى « تاك سپيد و سياه » اند . ابن ماسويه : ميوه‌هاى [ هزارگشان ] به خوشه مىمانند و دباغان آنها را به كار مىبرند . [ هزارگشان ] تكه‌هاى چوب شبيه هلوى خشكيده است ؛ رنگشان [ چيزى ] ميان زرد ، سفيد و سبز ، و بويشان همانند بوى سراش 8 است . بر اثر جويدن ابتدا بىمزه‌اند اما سپس تلخى آشكار مىشود . مىگويند كه اين چوب درختى است كه از هند مىآورند . اين [ درخت ] در نزد آنها ميوه‌هايى شبيه باقلى 9 سفيد مىآورد ، رنگشان اندكى سفيد است .