أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
969
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 3 ) . صفوة القفر البابلى . 1057 . نفل 1 - يونجه اين « سبدل » 2 است . ابو حنيفه : [ نفل ] به « قتّ » مىماند ، اين قت دشتى است و اسبها با آن فربه مىشوند . آن از سبزىهايى است كه خام مىخورند ، گلهاى زرد و خوشبو دارد . ( 1 ) . M . intertexta L . , Medicago ciliaris Hook . و Lane ; Trifolium melilotus indica L . ، 3036 ؛ عيسى ، 11520 ؛ II , Low ، 520 ؛ بدويان ، 2238 ؛ ميمون ، 147 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . نسخهء الف : السبدل ، در ديگر فرهنگها نوشته نشده و ظاهرا « الشبذر » است ، قس . تاج العروس ، III ، 290 . در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « اين به فارسى شفتل است [ قس . II , Vullers ، 434 ] » . 1058 . نلك 1 - آلوچه اين به فارسى به معناى « چيزى شبيه آلوى ريز 2 زردرنگ ترش و شيرين مزه » است . تأثير [ نلك ] همان تأثير آلوست ، اما در فرونشاندن گرما بيشتر از آلو [ مؤثر است ] و در فرو نشاندن تشنگى نيز همينگونه است . اين درخت بزرگ نمىشود و شاخههايش از فراوانى ميوه به سوى زمين خم مىشوند ؛ رنگ [ ميوهها ] زرد سرخگون است . ( 1 ) . يا نلك و نلك . بيرونى در شمارهء 17 مىگويد كه نلك را « در نزد ما آلوچه مىنامند » ؛ II , Vullers ، 1346 : آلوچهء كوهى ؛ تپلچه ازبكى نيز به احتمال زياد با آن ، يعنى Prunus divaricata Led . - آلوچه ارتباط دارد . در اينجا نيز سخن بر سر آلوچه است . اما در فرهنگهاى عربى نلك ( يا نلك ) همچون مترادف « زعرور » تفسير مىشود ؛ نك . شمارهء 499 ، يادداشت 12 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . الاجاص الصغير ، نك . شمارهء 17 . 1059 . نمّام 1 اين « سيسنبر » 2 است ، به سندى و به فارسى سسرم 3 [ ناميده مىشود ] . ابو معاذ [ به نقل از ] نيقولاوس مىگويد كه [ نمام ] گاهى تغيير مىكند و به پودنه 4 تبديل مىشود . ديسقوريدس : [ نمام ] دشتى - سيسنبرون 5 است ، آن را « الط » 6 مىنامند . مؤلّف المشاهير : نمام ، الط ، قردامنى 7 - سيسنبر است .